تبليغاتX
تجارت الکترونیک - بهبازار

تجارت الکترونیک - بهبازار

آگهی و تبلیغات ، تجارت الکترونیک ، مقالات تجارت الکترونیک و ...

پروژه‌ مدل‌سازي شناخت فرآيندهاي انتقال مفاهيم

پروژه‌ مدل‌سازي شناخت فرآيندهاي انتقال مفاهيم

تکفا- گفت و گو با دكتر كامبيز بديع، مدير گروه پژوهشي جامعه‌ي اطلاعاتي مركز تحقيقات مخابرات ايران
پروژه‌اي تحت عنوان مدل‌سازي شناخت فرآيندهاي انتقال مفاهيم و تحقيق از سال گذشته تحت مديريت دكتر بديع آغاز به كار كرده است. مرحله اول اجراي اين پروژه در شهريورماه امسال به پايان مي‌رسد و متعاقب آن مرحله دوم كار خويش را شروع مي‌نمايد. آنچه كه به عنوان محصول عملي اين پروژه خواهد بود، يك ITS1 يا سامانه آموزشگر هوشمند مي‌باشد كه مسئوليت آن به عهده مهندس خراط بوده و از شهريورماه سال جاري عملاً مديريت كامل آن را بر عهده خواهد گرفت. در اين پروژه فعاليت‌ها در جهت ارتقاء دانش و مهارت تخصصي كاربران مي‌باشد كه توضيحات بيشتر آن را ايشان ارائه خواهند كرد.
مقوله‌ي ديگري كه ما بدان توجه داريم، اين است كه برون‌دادهاي (Output) آن را به نحوي با برون‌داده‌هاي ITS مرتبط نماييم.
فعاليتي را از پاييز گذشته آغاز كرده‌ايم هنوز آن را به عنوان يك پروژه تحقيقاتي نمي‌دانيم، بلكه فعاليتي است تحت نظارت مديريت گروه با عنوان «سازماندهي متون آموزشي محقق‌پرور2» كه مسئوليت آن به عهده مهندس محمودي مي‌باشد. در اين پروژه كاري كه به طور محوري انجام مي‌شود، اين است كه كتب درسي تخصصي در زمينه مجموعه‌اي از مباحث محوري در حوزه گروه جامعه‌ي اطلاعاتي تهيه شود. كاربران اين منابع محققان و پژوهشگران مي‌باشند و هدف اين است كه چارچوب‌هاي ذهني فرد محقق در برخورد با مسئله تحقيقاتي در آن حوزه تقويت شود . تفاوت آن با منابع مرجع (Reference) در اين است كه كتاب‌ها يا اين منابع باعث تقويت فرد در يك زمينه موضوعي خاص مي‌شود، حال آنكه تضميني نيست كه بعدها چگونه بتواند از اين دانسته‌ها به نحو احسن و مؤثر استفاده نمايد. آنچه كه مد نظر مي‌باشد اين است كه محقق با مقوله خوشه‌بندي كه از مباحث كليدي است، آشنا شود تا در حوزه فعاليت‌هاي مربوط به كارهاي جامع اطلاعاتي بتواند كارايي لازم را داشته باشد. حاصل اين بررسي انتشار كتابي است كه اولين چاپ آن به زودي منتشر خواهد شد. خلاصه اينكه فعاليت‌هايي كه در گروه جامعه‌ي اطلاعاتي مرتبط با آموزش الكترونيكي (e-learning) يا Cyber learning انجام مي‌شود به اين مفهوم توجه دارد كه Cyber learning يك مقدار مبسوط‌تر از واژه e-learning است و بيشتر روي قضية آموزش3 و معلم4 مانور مي‌دهد.
مهندس خراط در همين ارتباط معتقد است كه به جاي كاربرد واژه متن5 بايد از ابرمتن6 استفاده كرد. چرا كه ابرمتن مفهوم درست‌تري مي‌باشد، چون متن متشكل از نمادهاي زبان طبيعي است، اما در ابرمتن چيزهاي ديگري غير از زبان طبيعي مي‌تواند وجود داشته باشد. اين سامانه در نهايت داراي چند كارگزار (Multiagent) خواهد بود كه در محيط رايانه‌اي و با درجه تعامل بالا نسبت به كاربر عمل خواهد كرد.

در توضيحات شما بيشترين تأكيد روي Cyber learning بود. به همين دليل مايليم تعريفي از آموزش الكترونيكي و Cyber learning ارايه فرماييد. ضمناً رويكرد مركز در اين پروژه چگونه مي‌باشد؟
اينكه E-learning چه تعريف و مفهومي دارد، براي بسياري مشخص است و نيازي به تعريف آن نيست، اما اينكه من تعريفي را از مفهوم واژه مورد نظر ارايه نمايم، شايد كار درستي نباشد. معمولاً افراد بنا به ذهنيت‌هايي كه دارند و درگير هستند واژه مورد نظر را براي خويش تعريف مي‌كنند. به هر حال فراگيري يا آموزش الكترونيكي به هر نوع فراگيري آموزشي اطلاق مي‌گردد كه در محيط‌هاي الكترونيكي كه نماينده بارز آن شبكه‌هاي رايانه‌ايست صورت پذيرد. تفاوت عمده بين E-learning و Cyber learning اين است كه در بحث E-learning به مقوله ساز و كارهاي كنترلي و ارتباطي حاكم بر روابط بين كاربر و شبكه توجه نمي‌شود، بلكه بيشتر بر اين نكته تأكيد مي‌گردد كه اين كار بايد در محيط شبكه‌اي اتفاق بيفتد. اما شرايطي را در نظر بگيريد كه كاربر يا فراگير واكنش‌هايي را در قبال ابرمتن‌هاي ارايه شده به خرج مي‌دهد كه در راهبردها و راهكارهاي بعدي تأثيرگذار است. سايبرنتيك به معناي ساز و كارهاي كنترل و ارتباطات در ماشين و موجودات زنده مي‌باشد. به عبارت ديگر در سيستم‌هاي حياتي يك سري ساز و كارهاي كنترلي و ارتباطي وجود دارد كه مي‌توان با الهام از آنها سيستم‌هاي ماشيني و هوشمند را طرح‌ريزي كرد؛ به طوري كه در آنها قابليت‌هاي مشابه با سيستم‌هاي زنده در سطوح مختلف به وجود آيد. "وينر" كه در واقع واضع واژه‌ي سايبرنتيك است، اساس هوش و هوشمندي را كه به عنوان شاخصه اصلي موجودات زنده مي‌باشد، بر مبناي كنترل و ارتباطات قرار مي‌دهد. ما نيز در بحث رايافراگيري به مكانيسم‌هاي كنترل و ارتباط بين كاربر و سامانه شبكه‌اي توجه داريم، به عنوان مثال فرض كنيد كاربري در تعامل با سامانه دچار نوعي دغدغه و اضطراب مي‌باشد و مايل است كه اين احساس از بين برود. اين مقوله چيزي نيست كه در حوزه آموزش الكترونيكي مطرح باشد، ولي در سايبرنتيك بدان پاسخ داده مي‌شود.

و اين بحث شايد تاكنون به اين شكل مطرح نشده است؟
بلي، شما صحيح مي‌فرماييد. تاكنون اين بحث به اين صورت مطرح نشده، چراكه ما همواره خيلي الكترونيكي و خيلي فيزيكال و يا به عبارتي ديگر ابزاري فكر كرده‌ايم. ما در بحث آموزش الكترونيكي، بيشتر تلاشمان فراهم كردن زيرساختار براي هدايت مراودات و تبادلاتي است كه بين كاربر و سامانه وجود دارد.

در تائيد فرمايش شما، رويكردي كه امروزه در برخورد با توليد محصولات مرتبط با E-learning در جهان به وجود آمده بيشتر به اين نكته توجه دارد كه كار با آنها براي كاربر آسان‌تر باشد.
اساس اين مسئله به مقوله تعامل انسان با رايانه و يا Human Computer Interaction برمي‌گردد. اين مقوله از مسايل بسيار جديست كه سال‌هاست در دنيا مطرح مي‌باشد. در مثالي كه اخيراً ارايه شد، ابعاد روان‌شناسانه و عوامل انساني مربوط به كاربر به طرز خاصي مد نظر قرار گرفته است. اگر بخواهيم فضايي ايجاد كنيم كه آنها در داخل آن قابل آزمايش باشند، اين گرايش را پيدا خواهيم كرد كه به جاي كلمه E-learning از Cyber learning استفاده كنيم، در Cyber learning كاربر E-learning را دارد. با توجه به مطالب فوق هر جا كه بحث پيرامون هدايت فراگير در يك فرآيند يادگيري است و نگاه به سمت تجهيزات فيزيكي و ساختاري است، بهتر است كه از واژه E-learning استفاده شود و در مقابل هر جا كه جدا از مباحث فوق، توجه به ابعاد روان‌شناسانه، فرهنگي، زيست محيطي و حتي عوامل انساني مي‌باشد، بهتر است از واژه Cyber learning استفاده شود. به عبارت ديگر از واژه Cyber learning زماني استفاده مي‌گردد كه بحث مهندسي انساني و عوامل انساني مطرح باشد. من شخصاً مايلم از اين واژه استفاده شود؛ چرا كه در بحث learning هميشه دغدغه و اضطراب است، حتي اگر عوامل محيطي مناسب را هم ايجاد كنيد، در Cyber وضع به گونه‌اي ديگر است.

بخشي از سئوال قبلي پاسخ داده نشد، رويكرد مركز از ابتدا چگونه بوده است؟
رويكرد مركز به مرور زمان ايجاد خواهد شد. چرا كه اين موضوع چيزي نبوده كه از جايي ابلاغ شده باشد و بگويند مثلاً بايد روي بحثي مثل E-learning كار كنيد. عموماً يك مقدار به مديران پروژه فرصت داده مي‌شود تا خودشان اين رويكرد را ايجاد و يا خلق نمايند. استنباط من اين است آنچه كه در آينده در زمينه مقوله E-learning و Cyber learning به عنوان يك رويكرد حاكم خواهد شد،‌ بيشتر به طراحي و سامانه‌هاي هوشمند رايانشي توجه دارد تا به وسيله آن مهارت‌ها و دانش تخصصي افراد را در مباحث Information و Communication كه از آن شما به عنوان ICT7 ياد مي‌كنيد افزايش دهد. به عبارتي ديگر تمام اين مباحث براي ارتقاي دانش و مهارت (Knowledge و Expertise) از طريق سازماندهي ابرمتن‌هاي خوب، اهميت قايل است. البته به اين نكته اشاره مي‌كنيم كه وقتي صحبت از ICT مي‌شود، در واقع وارد بحثي مي‌شويم كه بسيار گسترده‌تر است، اما در بحث سامانه‌هاي رايانشي يعني Computational System و Computational Environment كه به عنوان اين تجربيات احداث مي‌شد پروتوكوليزه مي‌گرديد (Protocolized)؛ يعني قراردادسازي و راهكارسازي و يا هم‌پذيرسازي انجام مي‌شد. به هر حال در گروه پژوهشي جامعه اطلاعاتي مركز تحقيقات مخابرات ايران با تمركز روي ICT بحث Cyber learning با اهداف ايجاد سامانه‌هاي رايانه‌اي و هوشمند براي ارتقاي دانش و مهارت مورد توجه مي‌باشد.

جناب آقاي مهندس خراط، لطفاً در مورد پروژه‌ي ITS توضيحات بيشتري ارايه دهيد.
در مركز تحقيقات پروژه‌اي با عنوان مدل‌سازي شناختي فرآيندهاي انتقال مكان تحقيق در حال اجراست. اين مركز تا قبل از سال 81 تجربه Education learning Systems را داشت. نوع فعاليت آن شبيه فعاليت جاري بود، يعني با توجه به ابزارهاي موجود در ساختار وب (web) بر مبناي تجربه‌اي كه بر روي سيستم‌هاي آموزشي داشتند، سامانه‌اي را ايجاد كردند كه امكانات مختلفي نظير ثبت نام، گرفتن واحد درسي، ارزيابي و ... داشت، منتهي از سال 81 به بعد تحت هدايت دكتر بديع، مسئلة آموزش از جنبه‌هاي مختلف مورد توجه قرار گرفت كه خوشبختانه وجود همكاران خوب و متخصص كه بعضاً نگرش‌هاي نظري و فلسفي هم داشتند به اين امر كمك كرد. پروژه جديد كه با هدايت دكتر بديع ارايه مي‌گرديد، داراي چند محور بود. در يكي از محورها روي سامانه‌هاي آموزشگر هوشمند بررسي‌هايي انجام گرديد. در پايان سيستمي با عنوان پروتوتايپ توسعه داده شد كه با توجه به نيازهاي مركز، مقوله بازشناسي يا Pattern Review بيشتر به عنوان موضوع آموزشي انتخاب گرديد؛ منتهي قرار شد سامانه، ساختار هوشمند داشته باشد. در كنار آن يك مجموعه مطالعات ديگر كه محورهاي اصلي را براي ما انتخاب مي‌كردند به وجود آمد. يكي ديگر از مقولات و محورهاي بحث، نگرش‌هاي مختلف آموزشي بود. گروهي كه مسئوليت انجام مطالعات روي اين محور را بر عهده داشت، به طور خاص روي مسائل مختلف به لحاظ نظري، بحث آموزش را دنبال مي‌كردند.
آنها همچنين از منظر عينيت‌گرا تا پايان دوره سازه‌گرا طيف مذكور را زير نظر داشتند. در مطالعات اين گروه مباحثي مطرح شد كه سعي مي‌شود در مراحل بعدي تصوير آن را در سيستم آموزشگر فعلي لحاظ گردد. اينها نگرش‌هاي جديد آموزش است. گروه مطالعاتي عقيده داشت تنها الكترونيكي شدن موضوع مد نظر نمي‌باشد؛ متأسفانه چيزي كه در غالب همايش‌هاي آموزش الكترونيكي مشاهده مي‌شود، اين است كه سخنرانان معمولاً تعدادي اسلايد با خود به همراه دارند كه بيانگر شرايط عصر كشاورزي است. سپس اشاره‌اي به دوران صنعتي مي‌نمايند و در نهايت بحث را با پديده‌هاي عصر اطلاعات به پايان مي‌رسانند. آنچه كه در اين بين گم مي‌شود چيزي است كه ما از دنياي قبل تصوير مي‌كنيم و آن نيازي بود كه براي تغيير ساختار آموزشي لازم به نظر مي‌رسيد. هنگامي كه مجموعه‌اي از فناوري‌هاي جديد تكنولوژي اطلاعات وارد مي‌شد، در صدد تطبيق ساختار آموزشي جامعه با آن مي‌شديم و اينها به دليل نيازي بود كه تغييرات آن دوره الزام مي‌كرد. ما مصمم بوديم اين قضايا را به نوعي در پروژه مد نظر قرار دهيم. به همين دليل مجموعه‌اي از مطالعات بنيادي روي نگرش‌هاي آموزشي آغاز شد، البته بحث‌هاي متفاوتي هم وجود داشت؛ از جمله اينكه قرار بود ساختار يك ساختار هوشمند باشد. خوشبختانه گروهي كه با ما همكاري مي‌كردند توانستند روي نگرش‌هاي هوشمند مجموعه ساختار Intelligent Tutoring System (ITS) كار كنند كه خوشبختانه برون‌دادهاي آن در قالب مقالات مختلف منتشر شد.
در ادامه مطالعات بحث سيستم‌هاي آموزش مستمر را داشتيم كه هنوز ادامه دارد و اميد است كه در مراحل بعدي كار، پياده‌سازي آن آغاز شود. ضرورت اين بحث را شايد بتوان با مثال زير روشن كرد. فرض كنيد يك نفر وارد يك سازمان مي‌شود و قرار است كه مدت سي سال از زندگي خود را در آن طي نمايد. ملاحظاتي كه از داخل و يا از خارج از سازمان متناسب با ويژگي‌هاي فرد بايد لحاظ شود تا وي بتواند يك روند آموزشي ممتد و مستمر را طي كند چيست؟ اينها مجموعه فعاليت‌هايي است كه اميدواريم در پايان شهريورماه سال جاري كه زمان اتمام مراحل اول پروژه مي‌باشد در قالب اسناد و مقالاتي مرتبط با سيستم آموزشگر هوشمند ارايه نماييم.

در ادامه خانم محمودي اظهار مي‌دارد فعاليتي كه ما انجام مي‌دهيم، مربوط است به پرورش رايانشي يا به عبارت ديگر سازماندهي متون به طوري كه بتوانند محقق‌پرور باشند. فكر مي‌كنم با توضيحاتي كه دكتر بديع و مهندس خراط دادند، اهميت مسئله روشن شده باشد.
اينجا جايگاه خاصي خواهد بود كه هر نوع متن يا نوشتار را كه مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد، حال به صورت كتاب يا مقاله و يا نوشتارهاي دستي و يا متوني كه روي سامانه‌هاي كامپيوتري و اينترنتي وجود دارد، بايد از ساختاري برخوردار باشد كه علاوه بر رعايت جنبه‌هاي فني و استفاده از تجهيزات بتواند از ابتدا تا انتها هنگامي كه فردي آن را مطالعه مي‌كند اطلاعات مورد نياز خويش را كسب نمايد. اهميت اين مسئله هنگامي نمايان شد كه ما وارد بحثي با عنوان پرورش رايانشي شديم. يكي از فعاليت‌ها روي مدل‌سازي پرورشي يا Pedagogy Modeling بود و ديگري درباره‌ي Pedagogical Text System، كه همان متون پرورشي است. يكي ديگر از فعاليت‌ها، ارزيابي محقق يا Learner Assessment و يا Searcher Assessment؛ قسمت ديگر Pedagogy Infrastructure & Architecture مي‌باشد؛ يعني روي معماري و ساختار سيستم‌هاي پرورشي، تمركز ما در اين قسمت روي متون پرورشي يا Pedagogical Text System مي‌باشد؛ كه اين موضوع از جنبه‌هاي مختلف مورد بحث قرار مي‌گيرد. بخش ديگر به بازنمايي متون مربوط است. اين قسمت را مي‌توان بخش اصلي كار دانست، چرا كه مي‌بايست يك سري تمهيداتي را بينديشيم تا متني را كه خوانده مي‌شود، بتواند حالت محقق‌پروري داشته باشد. بايد فرد قادر باشد اگر دنبال يك چيز خاصي مي‌باشد توان انتخاب بين آنها را داشته باشد. يعني بتوانند ارجاع را داشته باشند. براي اين كار يك سري قابليت‌هايي را به صورت پيش‌فرض در نظر مي‌گيريم. به تدريج با مطالعه‌ي آن متون انتظار اين است كه اين قابليت‌ها تقويت شوند و يا اينكه افزايش داده شود يا ديگر قابليتي كه وجود نداشته ايجاد گردد. در اين راستا كارهايي كه انجام مي‌شود در قالب دو دسته بررسي مي‌شوند؛ يكي به لحاظ علمي و فرآيندي كه بايستي طي شود، يعني اينكه از جهت علمي چه در متون خاص يا در رشته مورد نظر يا ساير رشته‌هاي مرتبط يا رشته‌هايي كه به هيچ وجه وابستگي ندارند چه تمهيداتي در ساختاردهي يك متن بايد در نظر گرفته شود كه بتواند به تدريج با مطالعه بخش‌هاي مختلف آن قابليت‌هايي را كه اشاره شد پرورش دهد يا اضافه نمايد. بخش ديگر در واقع نمونه‌ي عملي آن است كه مشغول انجام آن مي‌باشيم و در اين ارتباط كتابي تحت عنوان خوشه‌بندي يا Clustering آماده‌ي چاپ مي‌باشد. انتخاب اين موضوع آن است كه اين مقوله از مباحث پايه‌اي است. در پروژه‌هايي كه مشغول انجام آن مي‌باشيم، گفته شد كه از اين قسمت شروع نماييم، سپس آن را به موضوعات ديگر گسترش دهيم به گونه‌اي كه براي بقيه قابل استفاده باشد. اين بخشي از كار است كه در زمينه متون پرورشي انجام مي‌شود. بخش ديگر روي دسته‌بندي انواع متون (Text Categorization) است كه يك سري مباحث خاص خودش را دارد؛ بحث ديگر Text Generation است كه همان نمونه عملي است كه بدان اشاره شد، يعني اينكه نهايتاً كتابي در اين زمينه منتشر گردد. بحث Text Mining و Interpretation كار ديگري است كه در قالب پروژه تحت نظارت مهندس حجازي به صورت متن‌كاوي انجام مي‌شود. خلاصه‌ي كلام اينكه روند كار ما در كل روي ساختار پرورش رايانشي است و مباحثي كه در اين قالب مورد توجه خاص مي‌باشد، متون پرورشي، بازنمايي متون و تهيه متون عملي است.

گرچه در خلاصه صحبت‌هاي خود به اين نكته اشاره كرديد، مايلم بدانم كه متوني را كه مشغول بررسي آن مي‌باشيد، آيا متون خاصي هستند، يا اينكه به راحتي مي‌توان در مورد يك مفهوم و يا دانش ديگر هم به كار گرفته شوند؟
همان طور كه گفته شد، فعلاً در حال بررسي هستيم. يك جنبه‌ي آن به اين معنا توجه دارد كه بتوانيم به فرآيند كلي برسيم؛ به طوري كه وابستگي به يك موضوع خاص نداشته باشد كه البته براي نيل به اين هدف اجباراً مي‌بايست موضوع خاصي در نظر گرفته مي‌شد. براي اين منظور بايد يك سري پروتكل استخراج گردد كه وابستگي به يك موضوع خاص يا رشته خاص نداشته باشد، چرا كه اهميت اين مسئله آنقدر زياد است كه در تمامي رشته‌ها مي‌بايد در نظر گرفته شود.

استاد در اين متون چه كسي است؟ به عبارتي آيا به استاد نياز است يا نه، يعني بعد از اينكه متن تهيه شد، آيا ارتباط آن با استاد قطع مي‌شود يا نه؟ به عبارت ديگر آيا فرد مي‌تواند آن متن را بگيرد و به آن هدفي كه مد نظر مي‌باشد، برسد يا اينكه دائماً اين ارتباط بايد ادامه پيدا كند.
پيش‌فرض ما اين است كه متوني را تهيه كنيم يا تمهيداتي را در نظر بگيريم كه تا آنجا كه ممكن است وابستگي به استاد را كاهش دهيم، درست مثل اينكه شخصي پشت كامپيوتر مي‌نشيند و به اينترنت دسترسي پيدا مي‌كند و سپس از طريق يكي از موتورهاي جستجو مطالب مورد نياز خويش را استخراج مي‌نمايد، آنجا استادي حضور ندارد. قصد ما اين است كه كاربر با مطالعه آن متن و يا هر متن ديگر كه به صورت كتاب و يا كتابچه مي‌باشد، بتواند به هدف و يا تمايلي كه براي رسيدن به هدف خويش دارد نايل گردد، به طوري كه به خود آموزش دهد و نتيجه كار خويش را در قالب يك تحقيق بيان نمايد يا روي يك موضوع تحقيقاتي جديدتر كار كند تا به نتايج عملي مورد نظر برسد. آن وقت مي‌توانيم بازخورد يا Feedback آن را بگيريم. به عبارت ساده‌تر، هدف اين است كه فرد با خواندن متن به خودش آموزش دهد، يعني مثل منابع و مأخذ (References) دانشگاهي نباشد كه استاد حتماً بايد چهار فصل آن را تدريس نمايد تا بقيه آن مورد استفاده قرار گيرد.

اگر درست متوجه شده باشم، هدف اصلي پرورش محقق است. حال اين سئوال مطرح است كه در اين راه چه عواملي تأثيرگذارند و آيا در اين متون اين گونه عوامل مدنظر مي‌باشد يا خير؟
برداشت ما از اينكه محقق كيست، چيز ديگري است. شكل عمده‌اي كه وجود دارد و معمولاً كمتر بدان توجه مي‌شود، اين است كه در دانشگاه تعداد زيادي دانشجو حضور دارند كه روي مباحث مختلف كار مي‌كنند. متأسفانه اغلب مشاهده مي‌شود كه بعد از فارغ‌التحصيل شدن قادر به انجام كار تحقيقاتي در زمينه مورد علاقه‌ي خويش نيستند و نمي‌توانند كار تحقيقاتي انجام دهند؛ چرا كه نمي‌دانند چگونه بايد به دنبال دستيابي به مباحث مورد علاقه‌ي خويش باشند.

بايد آن را در دانشگاه فراگيرند اما...
متأسفانه فرا نمي‌گيرند و اين چيزي است كه بايد در قالب يك مطالعه جامع مورد بررسي قرار گيرد تا اين معضل برطرف گردد.

دانشجويان معمولاً در دانشگاه واحد درسي روش تحقيق را مي‌گذرانند.
اين كافي نيست؛ چراكه در بسياري از رشته‌ها يك درس دو واحدي ارايه مي‌شود كه بخشي از آن را مربوط به روش تحقيق است و آن هم بيشتر به چگونگي جمع‌آوري اطلاعات مربوط است. در حالي كه اين مبحث از مباحث بسيار مهمي است كه اگر فرد اصول را نداند، نمي‌تواند اشراف لازم را پيدا كند. فرض كنيد يكي از استادان كه خودش كار تحقيقاتي را خوب انجام مي‌دهد اگر بتواند آن روش را آموزش بدهد خوب است و به همين خاطر است كه آموزش دادن هم خود يك مسئله مي‌باشد، ممكن است من محقق خوبي باشم اما نتوانم اصول تحقيق و متدولوژي آن را به ديگري و يا ديگران آموزش بدهم. در حال حاضر در زمينه‌هاي فراگيري الكترونيكي روي اين مباحث بحث مي‌شود كه دكتر بديع و مهندس خراط بدان اشاره كردند. منتهي در هر سيستمي به مباحث خاصي توجه مي‌شود، كه بايستي جنبه‌هاي روان‌شناسي مسئله نيز در نظر گرفته شود. بايد معلومات فرد، به ميزان اطلاعات مورد نياز وي و اينكه آيا آن فرد مي‌تواند پس از مطالعه به هدفي كه دارد نايل گردد يا نه همگي بايد ارزيابي شوند.

آقاي دكتر شما از اضطراب و دغدغه كاربر به هنگام كار و ارتباط با كامپيوتر گفتيد. بفرماييد اصولاً چه چيزي در ذهن شما و يا آن كاربر هست و اساساً براي رفع آن چه راهكاري را پيشنهاد مي‌دهيد؟
اضطراب و دغدغه‌اي را كه بدان اشاره شد، اضطراب و دغدغه‌اي بود كه ما نسبت به مقوله آموزش داشتيم. منتهي اين مقوله مستقل از سئوال شما نيست، يعني كاربري كه به سيستم وصل مي‌شود، هرچه آن سيستم از وي شناخت بيشتري داشته باشد و يا هر چه قابليت تطبيق بيشتري وجود داشته باشد، متناسب با شناختش مي‌تواند مدعي گردد كه رضايت آن كاربر را بهتر جلب مي‌نمايد. كاري كه ما انجام مي‌دهيم، در واقع اين است كه مباحث روان‌شناسانه را در بحث شناسايي كاربري لحاظ كنيم، يعني ويژگي‌هاي فردي را در نظر بگيريم. به عنوان مثال بدانيم كه به لحاظ يادگيري چه تفاوتي بين دو نفر وجود دارد، آن هنگام كه با يك موضوع به صورت يك دانش (Knowledge) برخورد مي‌نماييم. يك نفر علاقمند است كه يك قالب كلي از آن مطالب داشته باشد و ديگري مايل است كه براي پاسخگويي به موضوع مورد خويش مرحله به مرحله حركت نمايد. بديهي است فردي كه انتظار دريافت يك قالب كلي از مطلب مورد نظر خويش را دارد، به هنگام برخورد با يك سيستم آموزشي كه اطلاعات را به صورت ريز در اختيار كاربر قرار مي‌دهد دچار اضطراب و دغدغه‌ي خاطر مي‌شود؛ در نتيجه بازده آموزشي وي تغيير پيدا مي‌كند. ما سعي كرديم حتي‌الامكان اين موارد را در قالب يك سري گروه‌هاي مشخص تقسيم‌بندي نماييم. مثال ديگر برخورد يك محقق يا يك مهندس با سيستم مي‌تواند متفاوت باشد. پس بايد در ساختاردهي متن به اين امر توجه شود كه خانم محمودي در اين مورد توضيح دادند. خلاصه اينكه براي كاربران متناسب با جايگاهي كه دارند، بايد در سيستم آموزشي تفاوت قايل شد، نوع مطالب آموزشي هم تابع همين اصل است. نمي‌توان بين نوع مطالب آموزشي تفاوتي قايل نشد، كاري كه متأسفانه در اكثر سيستم‌هاي آموزش الكترونيكي انجام مي‌شود؛ يعني با يك سامانه تاريخ درس مي‌دهند و نرم‌افزار را هم تدريس مي‌نمايند. اين امر از ديدگاه آموزشي مورد قبول نيست، چراكه در مفاهيم آموزشي ممكن است يك مسئله يك واقعيت باشد يا يك روال و يا يك مفهوم. هر كدام از اينها آموزش خاص خودش را طلب مي‌كند، چراكه در مورد يك مسئله بايد تأكيد بيشتري شود و در مورد مسئله‌اي ديگر سئوال بيشتري مطرح گردد. پس در خصوص يك مسئله بايد امكان دستكاري كاربر بيشتر باشد، اينها هر كدام نظريه‌هاي خاص خودش را دارد كه ما سعي مي‌كنيم آن بررسي‌هاي نظري را حتي‌الامكان وارد سيستم‌هاي آموزشي‌مان نماييم. ما با كمك يك گروه خبره روي اجزاي آموزشي متناسب با نگرش آنها به سيستم بدن، داريم كار مي‌كنيم، يعني كاري كه دوباره به سيستم آموزشي معلم‌محور نزديك مي‌شود.

اين سيستمي كه بدان اشاره كرديد، ابتدا مدل خويش را انتخاب مي‌كند. به عبارتي در آغاز يك شناخت از خودش پيدا مي‌نمايد و سپس...
سيستم ابتدا سعي مي‌كند يك شناخت ابتدايي از كاربر خودش پيدا نمايد و در مسير آموزش او را رها نمي‌كند. اين كار با طرح يك سري سئوال و جواب ممكن مي‌گردد. مجموعه نتايج اين سئوال و جواب‌ها موجب مي‌گردد كه سيستم از كاربر خويش شناختي ابتدايي كسب نمايد و در روند آموزش سعي مي‌كند رفتار كاربر را مورد سنجش قرار دهد. فرض كنيد فردي خودش را به عنوان يك كاربر برون‌گرا به سيستم معرفي مي‌كند، يعني به سئوالات به گونه‌اي پاسخ مي‌دهد كه معمولاً يك فرد برون‌گراي واقعي بايد پاسخ دهد. توقع اين است كه يك كاربر برون‌گرا دائماً با سيستم و يا كاربران ديگر در تعامل باشد. حال اگر اين ويژگي در رفتارش مشاهده نشد، سيستم سعي مي‌كند به نوعي خودش را با كاربر منطبق و يا Adapt نمايد و اين قابليتي است كه سيستم‌هاي تطبيق‌پذير يا هوشمند مي‌توانند داشته باشند.

خيلي جالب است يعني متون هم متفاوت مي‌شود؟
بلي. به پيشنهاد دكتر بديع به اين متن يا ابرمتني كه در سيستم داريم هويتي داده شده است. هويت از ديدگاه سيستم‌هاي هوشمند يك Frame است، به عبارتي براي هر جزء آموزشي و يا هر نوع متني يك Frame در نظر گرفته شده است، اين Frame به ما مي‌گويد كه اين جزء آموزشي تا چه ميزان مبتني بر فرمول است يا درجه سختيش از ديدگاه يك خبره (Expert) چه مقدار است. چه ميزان وارد عمق مطالب مي‌شود، پس ما مي‌توانيم nتا كتاب درسي يا Text در سيستم داشته باشيم كه ويژگي‌هاي آنها با يكديگر متفاوت باشد. اينجاست كه متناسب با نوع نگرش كاربران، آن متن و يا كتاب درسي را در اختيارشان قرار مي‌دهيم.

دروس مختلف با هم متفاوت هستند، ارايه‌ي آنها هم كه با يكديگر فرق مي‌كند. از طرفي متناسب با ويژگي‌هاي فرد منابع در اختيار آنها قرار مي‌گيرد. سئوال اين است كه اين مسئله با توجه به مطالب فوق آيا به صورت عملي قابل اجرا مي‌باشد؟
بلي. اين يك واقعيت است. يك استاد وقتي به سي نفر درس مي‌دهد و موضوعي را براي آنها ارايه مي‌نمايد پس از مدتي متوجه مي‌شود كه يكي از شاگردان به مطالب وي توجه بيشتري دارد. نسبت اين توجه كه جنبه‌ي شهودي دارد 1 به 30 مي‌باشد. انتظاري كه از سيستم‌هاي الكترونيكي داريم اين است كه با توجه به هزينه‌هايي كه براي آن مي‌شود و ساختار شبكه‌اي ايجاد مي‌گردد و سيستم رايانشي روي آن قرار مي‌دهيم حتي‌الامكان بتواند اين پردازش را انجام دهد. به عبارت ديگر سيستم بايد بتواند شرايط مشابه شهودي معلم را كه نسبت آن يك به سي بود به نسبت يك به هزار افزايش دهد. در اينجا نسبت را افزايش داده‌ايم اما آنچه را كه از دست داده شده است، همان درك شهودي است. چرا كه در اين حالت از حضور استاد خبره خبري نيست، كه سعي داريم به آن سمت حركت نماييم.

يعني آن وقت اين محتواها بايد توسط يك استاد توليد شود؟
بلي. داخل ساختار فعلي چند مسئله وجود دارد. فرض كنيد يك مسئله اين است كه اينها بايستي با فعاليتي كه خانم محمودي بدان اشاره كرد و يا در بحث Mining مطرح شد متصل (Joint) شوند، چراكه در حال حاضر سيستم‌هاي Mining اين اجازه را مي‌دهد كه شما به طور خودكار يك سري استنباط نسبت به Text كسب نماييد كه اين امر مي‌تواند ورودي يك سيستم يا يك آموزشگر هوشمند باشد و به اصطلاح به تدوين مفاهيم كمك كند، به طوري كه خيلي كارها ديگر دستي انجام نشود. تنها نكته‌ي اميدواركننده، دستي نبودن آن است، چراكه اگر استادي بخواهد اين مقدار تجربه را به چندين حالت مختلف براي چندين نوع كاربر بنويسد، به نظر انسان خاصي بايد باشد و مي‌توان با قاطعيت گفت كه چنين انسان‌هايي بسيار اندكند. اعضاي جامعه‌ي اطلاعاتي قاعدتاً اگر با يك تعامل مناسبي به هم برسند كمك مي‌كنند تا اين كارها سهل‌تر انجام شود.

نكته‌اي كه بسيار حائز اهميت به نظر مي‌رسد اين است كه آيا زيرساخت فرهنگي كنوني ما چنين فعاليت‌هايي را مي‌پذير يا نه.
استادان ما نسبت به اين قضيه هيچ مشكلي ندارند، البته زمينه مساعد فرهنگي بايد فراهم باشد، اما به اين نكته توجه داشته باشيد كه خود اين امر فرهنگ‌ساز است، يعني نبايد به صرف ترس و واهمه‌اي كه از پيامدهاي Information & Knowledge Technology وجود دارد به سمت و سويي حركت نماييد كه دچار يأس و نااميدي شويد. براي اشاعه سامانه مبتني بر IKT در جامعه بايد جرأت و شهامت داشت. بديهي است هنگامي كه IKT معرفي شد، خودش فرهنگ‌ساز خواهد بود. اما در مورد موضع‌گيري برخي استادان در نفي استفاده از فناوري، بايد بگوييم اين را نبايد به بقيه استادان تعميم داد. ضمن اينكه يك واقعيت است؛ چراكه مشكلات اقتصادي موجب گرديده تا همين درس در جاي ديگر براي دريافت حق‌الزحمه‌اي ديگر ارايه شود. حال اگر در بحث سامانه و اهدافي كه از آن صحبت شد به لحاظ اقتصادي و معيشتي تمهيدات لازم پيش‌بيني شود قطعاً برخوردها فرق خواهند كرد. بايد به مقوله Copyright توجه جدي گردد كه اگر اين امر صورت پذيرد، آن وقت استادان ما با فكري مطمئن، بدون داشتن دغدغه‌ي خاطر به انجام فعاليت‌‌هاي پژوهشي خواهند پرداخت.

يعني بايد انرژي به سمت تحقيق گردش پيدا كند تا عمق مطالب بيشتر گردد؟
بلي. اگر چنين اتفاقي صورت پذيرد، بسياري از استادان فرصت مي‌يابند كه وقت خويش را روي موضوعات تحقيق متمركز نمايند. اينكه در حال حاضر سطح تحقيق در جامعه‌ي ما به نسبت استادان پايين‌تر است به خاطر عدم علاقه و يا نداشتن توان علمي نيست، بلكه دلايل ديگري دارد كه عمدتاً اقتصادي است.
يك نكته را هم كه مهندس خراط بدان اشاره كرد، بحث مستمر بودن آموزش بود كه به طرز فوق‌العاده زيبايي در پروژه ITS رعايت مي‌شود. اجازه دهيد سناريويي را براي شما ارايه نمايم. فردي را در نظر بگيريد كه در بخش صنعت به كار اشتغال دارد. اين فرد در هر مقامي كه باشد، هر از گاه لازم است كه سطح دانش و مهارت خويش را روزآمد نمايد. قاعدتاً بايد امكان شركت در دوره‌هاي بازآموزي را داشته باشد. حال اگر اين دوره در يك محيط واقعي شبيه‌سازي شود، امكان روزآمد شدن آن فرد بيشتر زماني است كه كار شبيه‌سازي در يك محيط واقعي صورت گرفته، چراكه براي برپايي يك دوره بازآموزي به منابع مختلف از جمله افراد خبره نيازمند است. حال اين سئوال مطرح است كه آيا تعداد افراد خبره در آن زمينه‌ي موضوعي خاص مي‌تواند پاسخگوي همه باشد؟

در يك واحد صنعتي بخش آموزشي معمولاً وجود ندارد يا اثر بسيار كم‌رنگي دارد. در اين شرايط چه بايد كرد؟
بايد استادان را از جاهاي مختلف ديگر دعوت كرد. اينكه آيا بتوانند دعوت كنند يا نكنند، مشكل ديگريست. فرض كنيم استاد با همه‌ي گرفتاري‌ها در كلاس حاضر مي‌شود. حال اين سئوال مطرح است كه فرد درست در وسط كار آيا حوصله دارد به كلاس برود يا نه؟

اين هم نكته‌ي مهمي است. چون سطح فرد هر چه به سمت مديريت برود از ميزان اين حوصله و تمايل كاسته مي‌شود.
بلي. اما حالا شما اين سناريو را در نظر بگيريد كه فرد هر جايي كه هست مي‌تواند در هر لحظه آموزش ببيند. قطعاً از آن استقبال مي‌كند، چراكه انرژي‌هاي زايد در وي حذف مي‌شوند، دغدغه و اضطراب به طور خودكار كاهش مي‌يابد و علاقه‌ي او به روزآمد شدن افزايش پيدا مي‌كند.
من تفاوتي بين IKT و ICT نمي‌بينم، ICT بيشتر فضاي كاربري و Utility است و IKT بيشتر به متدولوژي نزديك است، در واقع اين دو مكمل يكديگر هستند، نه رقيب يكديگر. پس مي‌توان گفت كه IKT در خدمت ICT است.
اگر قرار است Communication Technology خوبي داشته باشيم، بايد Knowledge آن را هم داشته باشيم. IT به تنهايي كافي نيست چون I به تنهايي در اختيار شما گذاشته نمي‌شود. اينكه چرا به سمت پروژه‌هايي نظير مديريت دانش، داده‌كاوي علم و دانش Text Mining و يا Knowledge Management مي‌رويم به اين دليل است كه مي‌خواهيم Knowledgeاي را از داخل آن استخراج كنيم.
لازم مي‌دانم توضيحي را بدهم. شايد تاكنون انجام شده يا نشده. به هرحال دكتر لوكس راجع به Data Mining و Knowledge Management اخيراً يك سري پروژه‌هايي را هدايت مي‌نمايد، منتهي همان طور كه مي‌دانيد، ايشان بيشتر از ديدگاه كنترلي سعي مي‌كنند به اين مسايل نزديك شوند.
اجازه دهيد يك مثال ساده از ITSاي كه مهندس خراط در نظر دارند برايتان بگويم. قطعاً به ياد داريد كه ايشان در بخشي از اظهاراتشان به مجموعه User model و Learner Style اشاره داشتند. يعني مدل كاربر، سبك كاربر و سبك فراگير. آنچه كه از مدل كاربر مي‌آموزند بيشتر «باور»، «خواسته» و «نيت» است. آنچه كه از Learner Style دريافت مي‌كنند از سبك فراگير بيشتر است و آن اجزاي روان‌شناسانه مرتبط با آن فراگير يا كاربر است كه به نوعي ذوق و اشتياق و رجحانش را در برخورد با يك محيط آموزشي نشان مي‌دهد. به عنوان مثال دوست دارد ديداري باشد، شنيداري باشد، فرمول باشد، روي شهودش تأثير بگذارد يا روي سبك استدلالش تأثير بگذارد. حالا فرض كنيد بنا بر اين دو نوع اطلاعي كه داريد يكي را از User model مي‌گيريد و نتيجه‌اي را كه از Learner model دريافت مي‌نماييد. در نهايت به جمع‌بندي معقولي از سبك ارايه مطلب مي‌رسيد. در اينجا شما استراتژي Local را جهت ارايه به كاربر انتخاب مي‌نماييد. ما به شدت از روش‌هاي كنترلي استفاده مي‌كنيم، بنابراين شما فكر مي‌كنيد كه پروژه ITS و حتي فعاليت Pedagogy پروژه‌هاي (Interdisciplinary) و چندرشته‌اي (Multidisciplinary) و فراگستره‌اي Transdisciplinary هستند. TD در واقع به چيزهايي مثل كنترل و طراحي اطلاق مي‌شود كه علاوه بر اينكه در برق و الكترونيك كاربرد دارد، در شيمي هم استفاده مي‌شود. فرضاً Signal Processing كه مورد نظر ماست، براي 54 نفر از كاربران خودمان مد نظر قرار داديم.
- مهندسان مخابرات
- مهندس خودكارسازي (اتوماسيون) و كنترل
- مهندسان پزشكي
- مهندسان سازماني Organizational Engineer
رده چهارم جزء مهندسان نيستند اما به دليل اينكه در هر سازمان با داده‌هاي بسياري روبرو هستند و اين داده‌ها داراي افت و خيز مي‌باشند و هر جا كه افت و خيزي در كار باشد، سيگنال وجود دارد، يعني پيامينگي در جايي هست كه پيام‌ها عكس مي‌شود. بنابراين اينها را هم مهندس تعريف كرده‌ايم.

با توجه به علاقه‌ي شما در مورد واژه‌گزيني لطفاً معاني كلمات زير را بيان فرماييد.
رايا فراگير Cyber learner
فراگيري الكترونيكي E-learning
فعلاً همان پرورش بناميد Pedagogy

در فرهنگ ما استاد و علم جايگاه ويژه‌اي دارند. در سيستم جديد اين احترام و جايگاه چه خواهند شد؟
حضور استاد بايد به صورت صريح باشد، منتهي حضور وي به شكل غيرحضوري خواهد شد. استاد وقتي نشان داده خواهد شد كه در تنظيم متن‌ها نقش داشته باشد، يعني نقش وي انتزاعي و زيرساختاري‌تر مي‌شود. در صورت نياز از اتاق‌هاي Chat هم مي‌توان براي ارتباط مستقيم شاگرد و استاد استفاده كرد.

ارتباط حضوري يك سري مسايل اخلاقي به همراه دارد. خوي، منش و عاداتي را منتقل مي‌كند. در دنياي web جايگاه اين مسايل كجاست؟
توجه داشته باشيد امروز، در علم رايانه بسياري از اين شاخص‌ها را مي‌توان انتقال داد. مثلاً شما مي‌توانيد با Highlight كردن يك سري علائم روي چهره استاد اين پيام را انتقال دهيد، آن هم با اين معاني كه استاد قدري در مورد آموخته شما ترديد دارد، يا خوشحال است و يا اينكه غمگين است. به عبارت ديگر به راحتي مي‌توان احساس را انتقال داد.

اما مواردي مثل پشتكار، آداب اجتماعي و موارد مشابه را چگونه مي‌توان منتقل نمود؟
اگر تنها بعد نگران‌كننده‌ي قضيه اين مورد است، مي‌توان شاگردها را متقاعد كرد كه هرچند يك بار در يك گردهمايي يا يك جلسه با استاد و همشاگردي‌هاي خويش برخورد داشته باشند. مجازي بودن اين فرصت را ايجاد مي‌كند كه اگر بخواهند، واقعاً پخته شوند.

محمودي: قضاوت‌ها به دليل اينكه تحت تأثير رفتار نيت قرار مي‌گيرند منصفانه مي‌شود. در مراوده با توجه به سئوالات و نوشته‌هاي فرد مي‌توان به منش او پي برد، حتي اگر قضيه رو در رو هم مطرح باشد، مي‌توان به صورت On line يا حتي Off line توسط Web Camها ارتباط برقرار كرد.

آيا در اين فضا ارادت به استاد به وجود مي‌آيد؟
محمودي: از روي نحوه تعامل آن فرد مشخص با استاد مي‌توان فهميد كه آيا ارادتي وجود دارد يا نه؟
دكتر بديع: هر صفتي را كه براي موجود زنده تعريف شده است، سعي كرده‌ايم به نحوي بازنمودهاي رفتاري آن را در نظر بگيريم، البته معنا و مفاهيم ارادت متفاوت است و حتي يكي از استادان قديمي خودم را اگر در پاركي ببينم و نزد او بروم و آشنايي بدهم، مفهوم انتزاعي ارادت نمود پيدا مي‌كند، يا حتي وقتي كه مقاله‌اي را مي‌نويسيد و در آن به استادتان اشاره مي‌كنيد باز هم نوعي ارادت است.

چه چيزي انسان را به سمت ارادت مي‌برد؟
به لحاظ ساختار رواني انسان، اينكه به نحوي در يك دوره تعاملي از خيرات و بركات آن فرد استفاده كرده باشد. بنابراين فردي كه از طريق سيستم مجازي متوجه شد به او از جانب استاد خير و بركت رسيده است با توجه به شناخت خود نمادهاي متفاوتي از ارادت را از خود بروز مي‌دهد.
اگر مجازي‌گرايي را بخواهيد با نگاهي مشكوك ارزيابي نماييد. جمله خود را بيشتر روي اين بگذاريد كه در برخورد مجازي امكان دريافت بازخوردها به شفافيت و وضوحي كه در برخورد فيزيكي وجود دارد، نيست. بايد ديد كه آيا امكان تقويت آن وجود دارد يا نه، منتهي در فيدبك يا بازخورد مسئله اصلي ارزيابي است است و اينكه آيا مي‌توان ابزار مناسبي را براي تحليل رفتار داشته باشيم كه متناسب با آن بازخورد را اعمال كنيم. در سيستم فيزيكي به دليل رو در رو بودن مي‌توان سئوالات مختلفي را براي اين مقوله عنوان كرد، ولي آيا در بعد مجازي هم اين امكان وجود دارد.

در پايان توصيه مي‌شود عناصر جوهري در يك فرهنگ را الزاماً قائم به يك سري الگوهاي خوش‌تعريف متداول شده از آن فرهنگ نكنيد. به عنوان مثال نگوييد كه فرهنگ ما غني است چون شاگرد به حتم براي استاد احترام قايل است، ولي بگوييد غني است چون به ارادت بها مي‌دهد، يعني برخورد انتزاعي با عناصر جوهري بايد در يك فرهنگ داشت. به اين وسيله قادر مي‌باشيد با توجه به مسايل اجتماعي مفاهيم را به روز ترجمه نماييد.
1 . Intelligent Tutorial System
2 . Pedagogy Caltex
3. Tutoring
4. Pedagogy
5. Text
6. Hyper Text
7 . Information & Communication Technology

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 0:20  توسط مدیر بهبازار  | 

انتفاد از کندی اجرای طرح دولت الکترونیکی

انتفاد از کندی اجرای طرح دولت الکترونیکی

رييس كميته ارتباطات و مخابرات مجلس شوراي اسلامي با انتقاد از روند آهسته‌اجرايي طرح دولت‌الكترونيك، علت اين روند كند را نبود بسترهاي قانوني لازم و فقدان مديريت واستفاده صحيح ازبسترهاي سخت‌افزاري ايجاد شده دانست.
موضوع دولت الكترونيك در دولت پيشين ، با در دستور كار قرار گرفتن طرح "تكفاي يك" در شوراي عالي اطلاع‌رساني مطرح شد، اما از آن زمان تاكنون شتاب مورد نظر در اجراي زمينه‌هاي مختلف چون آموزش، تجارت و بهداشت الكترونيكي ديده نشده است.
"محمد سليماني" وزير ارتباطات و فناوري ارتباطات اواخرسال گذشته اعلام كرد "بخش‌هاي مربوط به زيرساخت‌هاي مخابراتي و پايلوت شبكه علمي كشور كه مربوط به‌وزارت ارتباطات‌است، انجام شده و بخش‌هاي ديگر كار مثل توليد محتوا مربوط به سازمان‌ها و نهادهاي ديگر است".
"رمضانعلي صادق‌زاده" رييس كميته مخابرات وارتباطات مجلس روز يكشنبه در گفت وگو با خبرنگار حوزه ايرنا، بااشاره به اينكه بسترهاي سخت‌افزاري دولت الكترونيك ايجادشده و سازمان‌ها مختلف روي آن كار كرده‌اند، علت نخست اجرا نشدن اين طرح را جامعيت نيافتن بسترهاي قانوني لازم در اين زمينه دانست.
وي گفت: دولت بايد لوايح لازم در اين زمينه را با قيد فوريت به مجلس در دوره‌هاي مختلف تقديم مي‌كرد.
وي گفت: طرح تكفاي يك در دولت گذشته اجرا شد و به‌خاطر فراهم‌كردن بستر- هاي سخت‌افزاري لازم و اداره آن توسط شوراي عالي اطلاع‌رساني با رياست رييس جمهوري كار فراسازماني شد و همه سازمان‌ها درگير آن بودند، اما به موازت آن بسترهاي قانوني لازم ايجاد نشد.
نايب رييس‌اول كميسيون صنايع ومعادن مجلس گفت كه دولت بايد در اين راستا لوايحي تقديم مجلس مي‌كرد و يا با تصويب دستورالعمل‌هايي ، سازمان‌ها را براي اجرا ملزم مي‌كرد كه اين امر بخوبي پيش نرفت.
وي به عنوان مثال گفت : براي امضاي الكترونيك نيز كه‌از ملزومات تجارت الكترونيك است، لوايح مناسب براي ايجاد قوانين لازم پيش‌بيني نشد.
به‌گفته وي، در زمينه بسترهاي قانوني براي استفاده از فضاي مجازي، چهار لايحه و طرح با عنوان لوايح جرايم رايانه‌اي، حمايت از حريم خصوصي افراد در فضاي مجازي و صيانت از حريم فيبر نوري، در مجلس در دست بررسي است.
صادق‌زاده گفت كه‌با اين حال درلايحه جرايم رايانه‌اي، دولت فوريتي پيشنهاد نداده است و با اين كه كليات اين لايحه در مجلس تصويب شده ، چون دو شوري است، در نوبت رسيدگي طرح‌ها و لوايح قرار گرفته است.
رييس كميته‌ارتباطات ومخابرات مجلس افزود: سه طرح و لايحه ديگر نيز همين وضع را دارند، بنابر اين بعيد مي‌دانم تصويب هيچ يك از آن‌ها به عمر مجلس هفتم برسد.
وي گفت: اگر مجلس بخواهد در اين زمينه طرحي پيشنهاد دهد و قانون تصويب كند، چون اجراي اين‌گونه قانون‌ها بار مالي براي دولت دارند، شوراي نگهبان طبق اصل ‪ ۷۵‬قانون اساسي آن‌ها را رد مي‌كند ، بنابر اين ما خيلي نمي‌توانيم وارد ارائه طرح براي آنها شويم.
صادق‌زاده همچنين گفت: نكته ديگر اينكه درست است در راستاي توسعه سخت- افزاري، حدود ‪ ۷۵‬هزار كيلومتر فيبر نوري در سطح كشور ايجاد شده و سرمايه- گذاري‌هاي كلاني صورت گرفته، اما استفاده صحيح ازاين سرمايه‌گذاري‌هاو مديريت درست بر آن‌ها، موضوعي‌است كه با اجراي سياست‌هاي اصل ‪ ۴۴‬قانوني اساسي بايد انجام شود.
وي براي توضيح ادعاي خود مبني بر فقدان استفاده و مديريت صحيح بر اين امكانات، گفت: دولت حتي در جهت بهره‌برداري از اين امكانات محدوديت ايجاد مي‌كند، مثلا اعلام استفاده از اينترنت با سرعت ‪ ۱۲۸ K‬و تصويب دستورالعمل در زمينه استفاده از پايگاه‌هاي اينترنتي و خبرگزاري‌ها مبتني بر قانون نيست.
نايب رييس كميسيون صنايع و معادن مجلس، گفت: طبق اصل ‪ ۱۳۸‬قانون اساسي تمام دستورالعمل‌ها و آيين‌نامه مصوب در هيات دولت ، بايد با قوانين موجود مطابقت يابد و اين دستورالعمل معلوم نيست مبتني بر كدام قانون جاري كشور است.
صادق‌زاده با بيان اينكه دولت بايد براي ساماندهي پايگاه‌هاي اينترنتي لايحه‌اي را با قيد يك يا دو فوريت تقديم مجلس مي‌كرد، افزود: هم اكنون تنها نهادي كه اين پايگاه‌ها را ساماندهي مي‌كند كميته مصاديق است كه در سال ‪۸۱‬ در شوراي عالي انقلاب فرهنگي با حضور وزارتخانه‌هاي اطلاعات و ارشاد و صدا و سيما تشكيل شد و وزارت ارتباطات نيز مجري فيلترينگ سايت‌هايي شد كه اسامي آنها اعلام مي‌شود.
وي ادامه داد: از سال ‪ ۸۱‬به‌بعد دولت هيچ لايحه‌اي با قيد فوريت به مجلس ارائه نداده كه اين كميته را قانونمند كند.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 1:24  توسط مدیر بهبازار  | 

امضاي الكترونيكي در پايان راه است

امضاي الكترونيكي در پايان راه است

وزير بازرگاني، گفت: برگزاري نمايشگاه الكامپ يكي از وقايع مهم حوزه‌ي IT است كه هر سال در كشورمان اتفاق مي‌افتد.

به گزارش خبرنگار سرويس فناوري اطلاعات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، “شريعتمداري“ وزير بازرگاني در مراسم افتتاحيه‌ي يازدهمين نمايشگاه بين‌المللي الكامپ در جمع خبرنگاران، گفت: تلاشمان اين است كه هر سال اين نمايشگاه با شكوه‌تر از گذشته برگزار شود و اميدواريم با همكاري بخش‌هاي مختلف دست‌اندركار اين امر بتوانيم به توسعه‌ي امر تكنولوژي اطلاعات در كشور كمك كنيم تا شركت‌هاي مختلف توليد كننده‌ي سخت‌افزار و نرم‌افزار در كشور در كنار شركت‌هاي خارجي همكار بتوانند از تجربيات موجود در دنيا و در توسعه‌ي اين موضوع مهم بهره گيرند.

وزير بازرگاني در ادامه با تاكيد بر اين موضوع كه در زمينه‌ي الكترونيكي كردن دولت، قدم‌هاي بسيار وسيعي در دولت خاتمي برداشته شده، گفت: طبيعي است برگزاري اين نمايشگاه و فعاليت‌هايي نظير آن مي‌تواند به تسريع و نهايي شدن اين نوع فعاليت كمك شاياني كند.
وي خاطرنشان كرد: در كشورمان در حال حاضر مبادله‌ي اطلاعات بين وزارتخانه‌ها بصورت الكترونيكي انجام مي‌شود و ضرورتي به انتقال كاغذ در بين وزارتخانه‌هاي دولتي وجود ندارد و اين گام بزرگي در جهت الكترونيكي كردن دولت محسوب مي‌شود.
وي تاكيد كرد: هر روزه با دستيابي به تكنولوژي‌هاي جديدتر بالا بردن سطح آموزش و آگاهي همه‌ي كاركناني كه در اين حوزه فعاليت مي‌كنند بيش از پيش احساس مي‌شود.
وزيز بازرگاني با اشاره به اينكه براي رسيدن به اتوماسيون اداري در فعاليت‌هاي دولتي همچنان نيازمند زمان و آموزش بيشتر در حوزه‌هاي مختلف هستيم گفت: تا زمان الكترونيكي شدن نظام آموزشي، پزشكي، تحقيقات و همچنين در زمينه‌ي قضايي فاصله‌ي زيادي داريم ولي در حد مقبولي درحوزه‌ي فعاليت‌هاي استاني بين وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي دولتي و استانداري‌ها شاهد اين امر بوديم.
شريعتمداري گفت: يكي از گله‌هاي ما در زمينه‌ي تجارت الكترونيك مبحث پول الكترونيكي مي‌باشد و در عرصه‌ي فعاليت‌هاي تجارت الكترونيك كشور عليرغم همه‌ي تلاش‌هاي به عمل آمده امكان ارائه‌ي اطلاعات در شبكه‌ي اينترنت براي تبليغ كالاها و محصولات در كشورمان فراهم شده است.
وي، همچنين از فراهم شدن امكان مذاكره‌ي الكترونيكي بين خريدار و فروشنده خبر داد.
وزير بازرگاني در ادامه از ايجاد نقطه‌ي تجاري در 25 استان كشور و افتتاح طرح پيشگام تجارت الكترونيكي در روزهاي آتي خبر داد و گفت: امضاي الكترونيكي يكي از مهم‌ترين مواردي است كه در حال گذراندن مراحل پاياني است.
وي در ادامه با اشاره به طرح تكفا و با بيان اينكه اين طرح از فعاليت‌هاي موثر دولت محسوب مي‌شود، گفت: براي الكترونيكي كردن اطلاعات در شبكه‌ي دولت و در عرصه‌هاي گوناگون قدم‌هاي موثري برداشته شده است. همچنين شوراي عالي اطلاع‌رساني نيز كه تحت نظر رئيس جمهور و براي اولين بار در اين هشت سال تاسيس شده از ديگر فعاليت‌هاي موثر محسوب مي‌شود.
شريعتمداري گفت: تغيير زمان نمايشگاه و فاصله‌ي كم آن با الكامپ دهم ممكن است آن‌را با استقبال كمتري مواجه كند و از طرفي اختلاف پيش آمده ميان انجمن شركت‌هاي انفورماتيك و شركت سهامي نمايشگاه‌هاي بين‌المللي به اين قضيه دامن زده كه اميدواريم در سال‌هاي آينده شاهد ارتقاء بيشتر سطح علمي نمايشگاه و حضور گسترده‌تر شركت‌ها و بازديدكنندگان باشيم.
وي افزود: در دولت خاتمي پايه‌ي فعاليت‌هاي الكترونيكي و IT در كشور گذاشته شد و اميدواريم اين بسترسازي چراغ راهي براي ادامه‌ي مسير در دولت آينده باشد.
وي اظهار اميدواري كرد: در سال آينده با مشاركت شركت‌هاي سهامي نمايشگاه‌هاي بين‌المللي و تنظيم قراردادهاي بلند مدت‌تر بين انجمن‌ها و تشكل‌هاي صنفي ذي‌ربط شاهد اين باشيم كه مشاركت گسترده‌تر شود.
وي در پايان با بيان اينكه تجارت الكترونيكي دفتري است كه هر ورقش يك بخشي از خدمات را ارائه مي‌كند اظهار داشت: امكان ارائه‌ي اطلاعات مربوط به بخش تجارت اعم از تجارت كالا و خدمات در شبكه‌ي اينترنت به طور كامل در كشور فراهم شده و همچنين امكان ارائه‌ي كاتولوگ الكترونيكي محصولات نيز در كشور فراهم شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 1:10  توسط مدیر بهبازار  | 

استفاده يك سوم مشتريان بانك توسعه صادرات از بانكداري الكترونيكي

استفاده يك سوم مشتريان بانك توسعه صادرات از بانكداري الكترونيكي

مدير انفورماتيك بانك توسعه صادرات ايران گفت: از هر سه مشتري فعال اين بانك ، يك نفر از خدمات بانكداري الكترونيك ان ، استفاده مي‌كند.

به گزارش روابط عمومي بانك توسعه صادرات ايران،" اميرحسين فتاح" ،افزود:به جز قبضهاي آب،برق و تلفن كه از طريق " ‪" SMS‬در شهر تهران قابل پرداخت است، هم‌اكنون امكان پرداخت قبضهاي تلفن همراه نيز در سراسر كشور نيز فراهم شده است .

وي خدمات بانك توسعه صادرات ايران را در سه بخش عمده اينترنت ، بانك ،موبايل بانك و "‪ " SMS‬قرار داد و گفت : خدمات بخش اينترنت بانك شامل مشاهده صورتحساب ،پرداخت الكترونيك قبضها، خريد و فروش سهام ، نرخ بازار بورس كشور و نرخ ارز مي‌باشد.

فتاح تصريح كرد: در پيام كوتاه يك طرفه،مشتري با فعال كردن اين سرويس در بانك قادر است به محض هر واريز و يا برداشت، وضعيت حساب خود را بر روي گوشي تلفن همراه مشاهده كند.

مدير انفورماتيك بانك توسعه صادرات ايران به خدمات بانكي از طريق سرويس پيام كوتاه تلفن ‪ SMS BANK‬اشاره كرد و گفت: قابليت اين سرويس به صورت يك طرفه و دو طرفه است .

فتاح ادامه داد : در پيام كوتاه دو طرفه به درخواست مشتري و نوشتن كد مشخصي كه از طريق ‪ SMS‬به بانك ارسال مي‌شود ،اطلاعات و يا عمليات مورد نياز مشتري براي وي ارسال و يا انجام مي‌شود.

وي گفت: در خصوص اطلاع از تراكنش حساب بانكي مشتري از هر ‪ ۶۴‬مشتري در بانك يك نفر "ايميل" خود را فعال كرده است ، به نحوي كه با هر واريز و برداشتي از حساب يك نامه الكترونيكي به نشانه كاربر ارسال مي‌شود.

مدير انفورماتيك بانك توسعه صادرات ايران با بيان اينكه ‪ SMS‬تلفن همراه وسيله‌اي سريع‌تر براي اطلاع از تغييرات حساب است ،گفت : نسبت مشترياني كه به صورت يك طرفه و فقط به منظور دريافت اطلاعات بانكي از خدمات ‪ SMS‬بانك توسعه صادرات استفاده مي‌كنند، يك به ‪ ۱۶‬است.

وي در پايان گفت : شماره تلفن ‪ ۸۸۷۰۹۰۲۲‬گوياي بانك توسعه صادرات ايران به معرفي خدمات بانكداري الكترونيك اين بانك مي‌پردازد.

ياداوري مي‌شود، دسترسي به سايت اينترنتي بانك توسعه صادرات ايران از طريق آدرس ‪ www.edbi.org‬امكان پذير است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 1:27  توسط مدیر بهبازار  | 

250 ميليون حساب در يك بانك

250 ميليون حساب در يك بانك

همسايه شمالي ما كشور شوروي حدود 140 ميليون نفر جمعيت (دو برابر ايران) و حدود 17 ميليون كيلومتر مربع مساحت (ده برابر ايران) دارد. داراي بانك‌‌هاي متعدد است كه يكي از بزرگترين بانك‌هاي تجاري آن SBERBANK با 250 ميليون حساب خرد و شركتي در سراسر جهان است. اگر بخواهيم با ايران مقايسه نماييم، با توجه به اينكه جمعيت ما نصف آن است، تعداد حسابهاي فقط اين بانك دو برابر تمام حسابهاي تمام بانك‌هاي ايران مي‌باشد.
توجه با اين نكته نيز حايز اهميت است كه بيش از نيمي از حسابهاي بانك‌هاي ايران متعلق به حسابهاي قرض‌الحسنه‌اي است كه فقط براي قرعه كشي باز شده‌اند و گردش حساب آنها تقريبا صفر است. به عبارت ديگر بيش از نيمي از حسابهاي ايران بليط بخت آزمايي است.

آمارهاي زير قابل توجه هستند:

- مساحت كشور: حدود 17 ميليون كيلومتر مربع
- جمعيت كشور: حدود 140 ميليون نفر
- تاسيس 1841 و بيش از 160 سال سابقه.
- از نظر سپرده گذاري 62 درصد، تسهيلات خرد 50 درصد، وام‌هاي حقوقي 32 درصد و از نظر سرمايه 29 درصد سهم دارد.
- در سال 2004 توسط نشريه دِبنكر بانك برتر شناخته شد.
- بزرگترين بانك در اروپاي مركزي وشرقي است و رتبه 152 را در 1000 بانك برتر نشريه دِبنكر دارد.
- بطور كل بيش از 20هزار شعبه دارد كه در 11 ساعت محلي كار مي‌كنند. (1039 شعبه اصلي و 19147 شعبه فرعي). اين در حالي است كه 30 درصد از كل شعب كم بازده خود را در 3 سال گذشته تعطيل كرده و تعداد سرپرستي‌هاي منطقه‌اي خود را از 69 به 17 عدد رسانده است.
- بيش از 200هزار كارمند.
- داراي سامانه تسويه اختصاصي در كشور.
- ارتباط با بيش از 200 بانك در سراسر جهان.
- اعطاي وام به 90هزار شخصيت حقوقي كلان و بيش از 5 / 3 ميليون شخصيت حقيقي.
- داراي 3 / 1 ميليون مشتري حقوقي و شركتي.
- اجراي موبايل بانك با همكاري ويزا و مگافون در 26 ژانويه 2006.
- رييس هيات مديره مدير عامل نيز مي‌باشد.
منبع : ماهنامه راه راست

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 1:17  توسط مدیر بهبازار  | 

آزمايش تغيير روش پرداخت‌هاي اينترنتي در فرنگ

آزمايش تغيير روش پرداخت‌هاي اينترنتي در فرنگ

طريقه پرداخت‌هاي اينترنتي كه فروشنده فقط شماره كارت، تاريخ انقضا و شماره سه رقمي ديگري را از خريدار دريافت مي‌كند و بصورت آنلاين عمليات بانكي مشتري را انجام مي‌دهد، دچار آنچنان مشكلات امنيتي و مستعد خلاف كاري است كه فقط به درد پيامبران الهي و اقوام درجه اول آنها مي‌خورد. مثلي ايراني مي‌گويد كه: "مالت را سفت نگه دار و مردم را دزد نكن." به عبارت ديگر نبايد امكان خلاف كاري را آنچنان ساده و سهل كرد كه هر انسان شير پاك (منظورم پاك يادت نره نيست) خورده‌اي را به وسوسه بياندازد.

آنقدر پرداخت اينترنتي در فرنگ ساده است كه ما انسان‌هاي جهان چندم را متعجب مي‌نمايد. در سال‌هاي اخير سختگيري كمي بيشتر شد و علاوه بر شماره و تاريخ انقضاي كارت، شماره‌اي سه رقمي نيز بر آن اضافه گرديد كه در پاره‌اي از موارد استفاده مي‌شود و در بسياري از موارد مورد استفاده نيست و به همان دو مشخصه اكتفا مي‌شود. اين شماره را معمولا روي كارت يا پشت آن درج مي‌نمايند و براي بسياري از افراد كه صاحب كارت نيستند هم قابل رويت است. يكي ديگر از مشكلات اينست كه اگر يك بار اطلاعات كارت به فروشنده‌اي عرضه شد، از اين به بعد قابل سرقت مي‌شود. مشكل بزرگ فرنگي‌ها، سرقت دسته جمعي اين گونه اطلاعات است كه هر از چند گاهي مقدار كمي از اخبار را كه نتوانسته‌اند پنهان كنند، از منابع مختلف مي‌شنويم.

مدتي است كه تعدادي از مشتريان آمريكايي كه مبادرت به خريد آنلاين مي‌نمايند، براي احتراز از مشكلات امنيتي، پرداخت هاي خود را به طريق آفلاين انجام مي‌دهند. اگر چه راه‌هاي بسياري در حال حاضر وجود دارد و توسط مشتريان استفاده نيز مي‌شود، اما پرداخت بصورت آفلاين، مكمل روش‌هاي ديگر مانند حساب مستقل و كارت پيش پرداخت شده است. اين مشتريان بجاي وارد كردن شماره و مشخصات كارت اعتباري يا نقدي خود در سايت فروشنده، با يك مركز تلفني تماس گرفته يا يك چك به توسط ايي-ميل مي‌فرستند. روش آفلاين هزينه بيشتري براي فروشنده داشته و برآورد مي‌شود كه چند ميليون عدد در سال شده باشد.

يك نكته قابل توجه اينست كه فرنگي‌ها براي هر كاري لازم نيست كه دست به دامن سازمانهاي‌ دولتي شده و براي تعيين مقررات دست و پاگير مدت زيادي سرگردان شوند. شركت‌هاي عرضه كننده يك محصول، كافي است كه مسايل بيمه و حقوقي مرسوم را انجام داده و بازاريابي لازم را انجام دهند. در ايران براي هر كاري بايد التماس و خواهش و تمنا كني و بعد از اينكه كارت راه افتاد مشاهده كني كه چندين مورد بدون طي كردن اين مراحل به سر منزل مقصود رسيده و رنج شما را متحمل نشده‌اند. هر وقت اين مسايل حل شد، ما هم جهان اول مي‌شويم.

بانك‌هاي ديگري هم هستند كه روش آنها تقريبا مانند بانك‌هاي ايران و توصيه بانك مركزي ايران است. در اين روش آنها از سايت بانك خود استفاده كرده و پرداخت را انجام مي‌دهند. بديهي است كه امن‌تر از سايت بانك براي مشتريان آن بانك در اينترنت وجود ندارد. سايت مربوط، اطلاعات واريز پول را به فروشنده به طريق مناسب خبر مي‌دهد و فروشنده بر اساس آن اقدامات لازم را انجام مي‌دهد. در اين روش، وقتي كه مشتري خريد خود را در سايت فروشنده انجام داد، روش پرداخت امن را انتخاب مي‌نمايد. فروشنده يك ايي-ميل به مشتري ارسال كرده و مبلغ مورد نظر و اطلاعات لازم را درج مي‌نمايد و همزمان اطلاعات لازم را براي بانك مي‌فرستد. مشتري نيز بعد از دريافت ايي-ميل، به سايت بانك خود مراجعه كرده و وارد قسمت پرداخت امن شده و اقدام به تاييد پرداخت وجهي مي‌نمايد كه بانك نيز آنرا دريافت كرده و تاييد مي‌نمايد. بانك در اين حالت، وجه را آني به حساب فروشنده واريز كرده و فروشنده را از نتايج حاصل شده مطلع مي‌نمايد تا اقدام به ارسال اجناس خريداري شده بنمايد.

حداقل 7 ميليون آمريكايي براي پرداخت قبوض خود از سايت بانك و حساب كارت يا حساب‌هاي ديگر استفاده مي‌كنند. اين روش مي‌تواند مورد استفاده در قبوض تكراري نيز واقع شود كه به محض تاييد مشتري، مبلغ مورد نظر به حساب فروشنده در بانك مورد نظر واريز مي‌گردد.

يكي از شركت‌هايي كه از اين روش استفاده كرده است، مودا سولوشنز است كه از فروشندگان يك تا يك ونيم درصد كارمزد اخذ مي‌نمايد. اين مقدار براي فروشندگان خارجي ارزانتر از كارت اعتباري و نقدي تمام مي‌شود. شركت‌هاي ديگري كه از اين روش استفاده مي‌نمايند كاردينال كامرس و پاراديتا هستند كه سكيور ايي بيل را مورد استفاده قرار مي‌دهند.
منبع : ماهنامه راه راست

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:14  توسط مدیر بهبازار  | 

افتتاح وبلاگ تخصصی بهبازار

با سلام خدمت دوستان عزیز و گرامی :

به زودی در وبلاگ بهبازار مقالات تجارت الکترونیک قرار داده خواهد شد تا بدین وسیله بتوانیم خدمتی به هم میهنان عزیز خود کرده باشیم . امید است تا با نظرات خود ما را در بهتر شدن خدمات یاری رسانید .

با تشکر

مدیریت وبلاگ بهبازار

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 2:20  توسط مدیر بهبازار  |