الزامات آموزش الکترونیکی
تکفا - وقتي صحبت از زيرساخت هاي آموزش الکترونيکي به ميان مي آيد عموماً اذهان به سمت زيرساخت هاي سخت افزاري و شبکه اي موردنياز معطوف مي گردند. گرايش سخت افزاري به امر فناوري ارتباطات و اطلاعات ريشه در تاريخ صنعت انفورماتيک اين کشور دارد. از سوي ديگر عدم توجه کافي به مفاهيم بنيادين فناوري ها، باعث عدم کارآمدي در بخش هاي مختلف تصميم گيري از جمله در زمينه آموزش الکترونيکي گرديده است
توجه به تجربيات صورت گرفته در جهان از جمله مواردي است که مي تواند باعث افزايش بهره وري و هدايت صحيح سرمايه گذاري ها در جهت توسعه موزون و پايدار در تمام زمينه هاي آموزش الکترونيکي گردد. اين تجربيات که مبتني بر روند سعي و خطا و مطالعات صورت گرفته در ساير کشورها شکل گرفته اند منجر به ايجاد ديدگاه ها و استانداردهاي مختلف در کليه زمينه ها از امکان سنجي هاي اوليه تا تهيه متون درسي، روندهاي توليد مواد آموزشي، ارايه دروس، ارزيابي تحصيلي و ... گرديده است.
مرکز تحقيقات مهندسي ثمين تراشه، با در نظر گرفتن استانداردهاي موجود اقدام به طراحي و پياده سازي يک چارچوب (Framework) نرم افزاري جهت به کارگيري در محيط هاي ارتباطي تحت Web با ماموريت آموزشي نموده است. هسته اصلي در بخش آموزشي اين چارچوب نرم افزاري بسترسازي براي فعاليت و همکاري کليه توليدکنندگان محتوا و نرم افزارهاي تحت Web در سطح ملي با نگرش به استانداردها و مفاهيم "در هم کنش " (Interoperability) و" قابليت استفاده مجدد" (Reusability) مي باشد.
اين مقاله به طور خاص به تشريح فناوري هاي به کار رفته و نحوه ايجاد يک مخزن ديجيتالي قابل توزيع (distributed digital Repository) جهت سازماندهي و نگهداري ابرداده ها (Meta data) و ساير داده هاي آموزشي با استفاده از فناوري هاي open source مبتني بر J2EE, XML و web service مي پردازد و سعي مي کند اهميت اين مخزن را در بقا و بروزسازي محتوا و نرم افزارهاي آموزشي و همچنين برقراري ارتباط اين نرم افزارها با مخازن بزرگ اطلاعات نظير کتابخانه ها و ... روشن سازد.
1. منطق توسعه شبکه
زيرساخت شبکهاي سيستم آموزش الکترونيکي براساس پروتکل TCP/IP و روي هر شبکهاي که آنرا پشتيباني کند قابل اجرا خواهد بود.
توصيه ميگردد در اين بخش از پروژه توسعه براساس نياز واقعي صورت گيرد. تنها در صورتي شبکه مورد استفاده قرار خواهد گرفت که کاربران بصورت طبيعي و فطري به آن احساس نياز نمايند. صرف گسترش شبکه و توزيع امکانات ارتباطي نظير پست الکترونيکي بدون ايجاد زمينههاي فرهنگي باعث ايجاد مطالباتي خواهد شد که مجموعه را در ادامه کار ملزم به انجام حرکات شتابزده خواهد کرد و بدون شک معضلات فرهنگي و اطلاعاتي به بار خواهد آورد.
اين کار از طريق انجام عمليات کارگاهي و حتي تعريف واحد درسي جهت استفاده از شبکه آموزش و تدابيري از اين دست قابل انجام خواهد بود.
لازم به ذکر است در کشورهاي فراصنعتي(جوامع اطلاعاتي) پيش از انجام هرگونه پروژه آموزش الکترونيکي آزمون هايي را جهت بررسي آمادگي کاربران براي دريافت آموزشهاي الکترونيکي برگزار مينمايند تا از اتلاف وقت و سرمايه پيشگيري شود. براي نمونه ميتوان به آزمون E-Learning Readiness Assessment (tm) اشاره نمود که در آن محيط دريافت کننده آموزش از نقطه نظرات روانشناختي، جامعه شناسي، محيطي، آمادگي منابع انساني، آمادگي اقتصادي، آمادگي فناوري، آمادگي ابزاري و آمادگي محتوايي بررسي ميشوند. براي اطلاعات بيشتر ميتوانيد به آدرس www.researchdog.com مراجعه فرماييد.
ضمناً سرمايهگذاري بيش از حد در زمينه هاي سختافزاري محدود کننده سرمايه گذاري در بخش هاي محتوايي و نرمافزاري خواهد شد.
2. محتوا
در سيستمهاي آموزش الکترونيکي گسترده در حجم آموزش و پرورش و دانشگاههاي بزرگ هزينه هاي زيرساخت کمتر از 20% هزينه ها را تشکيل ميدهد و بيش از 80% از هزينه ها مربوط به محتواي تهيه شده است. لذا محتوا در اين سيستمها جزء دارايي(Asset) محسوب ميگردد و در طراحي آن بايد ملاحظاتي را در نظر گرفت که با تغيير شرايط زماني و مکاني، تغييرات محتوا به حداقل ممکن برسد و قسمت عمده محتوا همواره قابل استفاده باشد.
در ارتباط با محتوا دو ديدگاه کلي وجود دارد، يکي ديدگاه Contained Self که در آن محتواي آموزشي به نحوي تفکيک ناپذير به برنامه وابستگي دارد و ديگري ديدگاه شيگرا يا Object Oriented که در آن از مفاهيم طراحي شيگرا نظير
Abstraction, Reusability, Aggregation و Inheritance استفاده ميشود. اين نوع محتوا امروزه داراي تقسيم بنديهاي استانداردي است که براساس آن کوچکترين جزء مستقل قابل دسترسي Reusable Learning Object يا RLO خوانده ميشود. هر RLO در واقع يک پودمان درسي است که با قواعد خاصي تهيه ميگردد و شامل اجزاء کوچکتري بنام Reusable Information Object (RIO) است.
اشياء آموزشي با قابليت استفاده مجدد (RLO)
RLO رهيافتي جديد را براي توليد محتوا بيان ميکند.در اين رهيافت محتوا به تکههاي کوچکتر (Chunk) تقسيم ميگردد. هرچقدر اندازه اين تکهها بزرگتر باشد، استفاده مجدد از آنها سختتر است. اشياء کوچکتر جهت استفاده مجدد نياز به کار کمتري دارد.
در رسانههاي آموزشي طول مدت دريافت آموزش که يادگيرنده (Learner) با رضايت و ميل شخصي از اطلاعات و نرمافزارهاي CBT ميتواند استفاده کند بطور متوسط 5 الي 15 دقيقه تخمين زده شده است.
اين نگرش به محتوا تضمين کننده حداکثر استفاده از محتواي تهيه شده در مقاطع زماني مختلف خواهد بود.
در اين راستا استانداردهاي گوناگوني در ارتباط با تهيه محتوا بوجود آمده است که از مهمترين آنها ميتوان به Cisco RLO Strategy اشاره کرد. البته اين استانداردها بايد با توجه به شرايط سني و فرهنگي مخاطبين شبکه مورد بازبيني قرار گيرند.
هر RLO داراي اين ويژگيها است:
* داراي قابليت ارتباط با سيستم آموزشي (LMS) است.
* چگونگي حرکت دانشآموز يا دانشجو بين RLO ها توسط LMS کنترل ميگردد.
* رخدادهاي درون هر RLO مربوط به خود اوست و درون RLO مديريت ميشود. هر RLO در اجرا موجودي مستقل به حساب ميآيد.
* از هر RLO توصيفي که به آن اصطلاحاً ابرداده يا Metadata گفته ميشود تهيه ميشود که طراحان با کمک آن ميتوانند RLO را جستجو کنند. اين Metadata توسط سيستم مديريت محتوا (CMS) مديريت ميشود.
جهت استفاده از اشياء آموزشي (Learning Object) بايد آنها را بازيابي کرد. بازيابي يک شي در يک محيط بزرگ توزيع شده Online شبيه Web يا يک اينترانت بزرگ، آسان نيست. جهت رفع مشکل بازيابي بايد علاوه بر خود اشياء آموزشي توصيفات آنها را نيز ذخيره کرد. اگر اشياء آموزشي را به عنوان دادهها در نظر بگيريم توصيفات آنها دادههايي در مورد دادهها هستند که به آنها ابرداده يا Metadata گويند.
ابرداده اشياء آموزشي شامل اطلاعاتي در مورد عنوان، نويسنده، شماره نسخه، تاريخ ايجاد، تجهيزات تکنيکي و محتوا و مفهوم آموزشي هستند. ابرداده شي آموزش با ابرداده که بصورت ديجيتالي و توسط انجمن کتابخانه هاي Online استفاده ميشود سازگار است.
علت اين سازگاري آن است که کتابخانهها مرکز اسنادي بسيار غني براي استفاده در سيستم آموزش ميباشند و به همين جهت است که پيوندي محکم بين سيستمهاي آموزشي و نرمافزارهاي آموزشي وجود دارد.
مراحل توليد محتوا به شرح زير است:
الف)طراحي
که خود شامل مراحل زير است:
1. نياز سنجي
هر RLO و يا RIO بايد در پاسخ به يک نياز مشخص و قابل اندازهگيري طراحي شود در غير اينصورت ارزيابي ميزان يادگيري ممکن نخواهد بود.
2. تحليل کارها
در اين مرحله نويسنده در پاسخ به هر نياز شناسايي شده کاري را مطابق با قابليتهاي سيستم در نظر ميگيرد و مطالبي را که ذکر آنها به عنوان پيشنياز و يا مطالب کمکي و حاشيه اي لازم مي داند اضافه ميکند. در اين مرحله تقريباً ساختار RLO و RIO هاي موردنياز مشخص ميگردند.
3. تعيين اهداف آموزشي
پس از انجام مرحله قبل اهداف آموزشي هر RIO, RLO شناسايي ميشوند. اين اهداف به دانشجو يا دانشآموز مي گويد براي فراگيري مطلب چه کاري را بايد انجام دهند و براي نويسنده مشخص ميکند که چه نوع تمرين و يا آزموني را براي ارزيابي اينکه يادگيرنده به هدف آموزشي دست يافته است يا خير در نظر بايد گرفت.
4. انواع RIO ها
معمولاً هر RLO از 2±7 RIO تشکيل شده است که اين RIO ها حسب ضرورت ميتواند يکي از اين پنج نوع باشد:
* مفهوم (Concept)
* واقعيت (Fact)
* روال (Procedure)
* فرآيند (Process)
* اصل (Principle)
محصول مرحله اول يک سند طراحي جزئي (DDD) است که در مراحل بعد مورد استفاده قرار ميگيرد.
ب)تهيه و نگارش (Development)
در اين مرحله متون و ساير ملزومات آموزشي نظير تصاوير، اصوات و ساير محتويات موردنياز تهيه ميشوند و يا در صورت وجود در مخزن مورد استفاده قرار ميگيرد.
1. اشياء آموزشي (Learning Objects)
براساس مستند مرحله قبل (DDD) نويسنده اقدام به ساخت RLO هاي موردنياز ميکند. هر RLO از يک پيش درآمد (Overview)، 5 الي 9 RIO، يک بخش خلاصه و يک بخش ارزيابي تشکيل شده است.
2. RIO ها:
هر RIO از سه عنصر محتوايي (Content)، تمرين (Practice) و ارزيابي (Assessment) تشکيل شده است.
در پايان اين مرحله RIO ها بصورت Beta Version مورد آزمايش قرار ميگيرند.
ج)توزيع(Delivery)
محتواي تهيه شده در قالب لوح هاي فشرده آموزشي، سيستم هاي تحت وب و محتواي قابل ارايه در محيط کلاسهاي الکترونيکي (ILT) قابل اريه خواهد بود.
د)ارزيابي Evaluation
ارزيابي نيز در چهار سطح قابل انجام است جهت اطلاع بيشتر به مقاله
Evaluating Training Programs: The four levels (Kirkpatrick, 1996)
مراجعه فرماييد.
در اينجا لازم است مفاهيم زير توضيح داده شوند.
1) نگارش همزمان (Concurrent Development)
با توجه به اينکه RLO ها و RIO ها موجوديت مستقل دارند، ميتوانند بصورت همزمان نگاشته شوند.
2) محتواي محاوره اي(Interactive Content)
محتوايي که با استفاده از فناوري هاي Dynamic نظير
DHTML , Macromedia Flash به همراه فناوري هاي وابسته به XML نظير XSL ايجاد ميشود و از قابليت استفاده مجدد و انعطاف بالا برخوردار است. اين نوع محتوا معمولاً براي توليد RIO هاي از نوع روال (Procedure)، تمرينات و ارزيابيها به کار گرفته ميشوند.
از مهمترين استفاده هاي اين نوع محتوا ايجاد آزمايشگاههاي مجازي براي انجام آزمايشهاي مختلف در محيط هاي نرمافزاري است.
3.
سختافزار
معماري نرمافزاري زيرساخت شبکه ارتباط مستقيمي با حجم خريدهاي سختافزاري شبکه دارد. قابليت انتقال توان پردازش به دستگاه مرکزي در محيطهاي
خادم/مخدوم (Client/Server) و توليد نرمافزارهايي که در محيط مرورگر وب قابل اجرا هستند (Thin Client)، امکان استفاده گستره کاربران را از دستگاه هاي ارزان تر مهيا ميکند. در يک الگوي کلي با توجه به نمودار ميتوان ساختار شبکه را بدين شرح توصيف نمود.
* مخازن محتوا
ديدگاه کلي در اين طرح انتقال دادههاي حجيم مثل دادههاي چندرسانهاي و ... به نقاطي است که دسترسي بسيار پرسرعت به اينترنت وجود دارد. اين نقاط ميتوانند بصورت Collocation در محلهايي نظير سرور پارکهاي موجود در خارج از کشور باشند. البته شرايط حضور در اين مراکز نبايد محدودکننده دست اندرکاران در استفاده از امکانات سيستم به هر علتي باشد. راهبران سيستم بايد بتوانند هر نرمافزار، سيستم عامل و يا سرويس دهندهاي را که لازم باشد، روي اين سرورها نصب نمايند. تعداد اين سرورها بايد به تدريج و براساس توسعه گسترش کاربري شبکه تعيين شود. علاوه بر اين ميتوان دادههاي پر حجم را به صورت محلي Local نيز مورد استفاده قرار داد.
* تحمل خطا و Redundancy
در صورت بروز اشکال در پهناي باند و يا سرورهاي موجود در شبکه در هر لحظه ميبايست امکان انتقال ترافيک از يک نقطه به نقطه ديگر وجود داشته باشد.
* نقاط دسترسي Access Points
نقاط دسترسي متنوعي براي شبکه متصور است. کاربراني که از خارج از شبکه آموزش و از طريق اينترنت به اين شبکه متصل ميشوند، اطلاعات آموزشي خود را از سريعترين محل دسترسي که ممکن است دريافت خواهند نمود. اين کار با استفاده از نرمافزار توزيع بار (Load Balancing) و نرمافزار هوشمند Content Cache مقدور خواهد بود.
گروه دوم که از طريق شبکه آموزشي به اينترنت دسترسي پيدا مي کنند نيز در درون شبکه از اين امکانات بهره مند خواهند شد ولي براي دسترسي به شبکه جهاني اينترنت نرمافزاري در سر راه آنها قرار ميگيرد که درخواستها را دريافت و آنها را به صورت مقتضي از نظر ثبت عملکرد و کنترل دسترسي مديريت خواهد نمود.
نمودار نحوه توزيع امکانات و تنوع نقاط دسترسي به شبکه
4. استانداردهاي نرمافزاري
اين استانداردها که شرح تفصيلي برخي از آنها در ادامه آمده است، تضمين کننده ارتباط امن و پايدار بين اجزاي مختلف سيستم است. ضمناً امکان توسعه نرمافزار را در آينده فراهم نموده و امکان برقراري ارتباط و تبادل اطلاعات بين اين نرمافزار و نرمافزارهاي آموزشي ديگر را که با استانداردهاي بين المللي نظير IEEE, IMS سازگار هستند، ممکن ميسازد.
ضمناً در طراحي نرمافزار بايد سعي شود تا ضمن طراحي آن بصورت کاملاً توزيع شده از الگوهايي نظير پروژه SCORM که توسط موسسه
Advanced Distributed Learning وابسته به وزارت دفاع آمريکا طراحي و پيادهسازي شده است بهره برداري گردد.
اين استانداردها در زمينه هاي مختلف مثل مخازن محتوا (Digital Repositories)، بسته بندي و تبادل محتوا (Content Packaging)، ابر دادهها (Metadata)، توالي دروس (Sequencing) و همچنين محتواي محاوره اي (Interactive Content) مورد بهره برداري قرار گرفته است.
با توجه به ويژگيهاي نرمافزاري طرح، هر يک از اين ويژگيها به تفصيل توضيح داده شدهاند.
5. محيط ارتباطي
محيط ارتباطي اين شبکه بايد بصورت يک ابرسايت آموزشي (Learning Portal) طراحي گردد که در آن هر کاربر پس از ورود به شبکه صفحه اي را براي انجام کليه امور ارتباطي و کاري خود در اختيار خواهد داشت.
علاوه بر اين براي کاربران خاص صفحاتي بصورت Template Based قابل طراحي هستند که ميتواند به عنوان صفحه يا سايت اختصاصي کاربر مورد استفاده قرار گيرد.
علاوه بر اين در اين دفتر امکان تعريف نوع ارتباط بين گروه هاي مختلف کاربري وجود خواهد داشت.
محيط ارتباطي و امکانات کاربران
ويژگيهاي زيرساخت نرمافزاري
ويژگيهاي اصلي که هر زيرساخت آموزش مجازي بايد دارا باشد بصورت خلاصه عبارتند از:
1. قابليت استفاده مجدد از محتوا (Reusability)
با توجه به نگرش سرمايهاي به محتواي آموزشي تهيه شده براي شبکه، قابليت استفاده مجدد فاکتوري است که هزينه ها و زمان توسعه و ايجاد محتواي آموزشي را به طرز چشمگيري کاهش مي دهد. لازم است تا به هر محتواي آموزشي بصورت يک شي (Object) نگاه شود که در مورد آن يک ابردادهي استاندارد وجود دارد. اين ابرداده به کاربران و ايجادکنندگان اين اشياء اجازه مي دهد تا منابع را به اشتراک بگذارند و تغييرات را به راحتي انجام دهند. براساس اين اشياء ميتوان اشياء جديدي ايجاد کرد که قابليت ها و محتواي گسترده تر و يا عميق تري را پوشش مي دهند. همچنين ميتوان از ترکيب تعدادي از اين اشياء يک بسته آموزشي جديد ايجاد نمود.
2. قابليت در هم کنش (Interoperability)
در يک شبکه گسترده آموزشي از ابزار و برنامه هاي کاربردي بسيار متنوعي بهره مي بريم. همگي اين ابزارها در يک شبکه اينترنتي نيازمند استفاده از محتواي آموزشي، اطلاعات کاربران و ساير اطلاعات تهيه شده هستند. يکي از مهمترين قابليت هايي که بايد در زيرساخت آموزش مجازي مد نظر قرار گيرد اين است که تمامي اين ابزارها بايد بتوانند از طريق شبکه محتواي خود را مابين يکديگر به اشتراک گذاشته و تبادل کنند. بنابراين ميان ابزارها و برنامه هاي مختلف موجود در يک شبکه ارتباطات گسترده اي شکل خواهد گرفت که همگي اين ارتباطات و تبادلات بايد بصورت يکپارچه و براساس يک پروتکل استاندارد شکل پذيرد. در زيرساخت پيشنهادي تمامي تبادلات از طريق تبادل اطلاعات در قالب XML انجام ميگيرد. همچنين در يک شبکه گسترده ابزارهاي مختلف ميتوانند از قابليت هاي يکديگر بصورت فراخواني از راه دور استفاده کنند. يعني هر بخش نرمافزاري بصورت يک شي در نظر گرفته ميشود که سرويس هايي را از طريق واسط خود در اختيار اشياي ديگر قرار مي دهد. يکي از مناسب ترين پروتکل هايي که در اين زمينه به کار گرفته ميشود SOAP است که توضيحات تکميلي در مورد آن ارائه خواهد شد.
3. قابليت گسترش ابعاد (Scalability)
طراحي يک قالب مناسب نرمافزاري که بتواند توسعه کاربرد سيستم را همزمان با گسترش شبکه از نظر ابعاد جغرافيايي و سختافزاري تضمين نمايد، امکان خريد تدريجي سختافزارها را متناسب با توسعه نياز و فرهنگ کاربرد شبکه آموزشي با حفظ کارايي مناسب، مقدور خواهد ساخت. بدين طريق از ضرر ميلياردي حاصل از افت قيمت سختافزارهاي استفاده نشده نيز جلوگيري خواهد شد. به منظور دستيابي به کارايي مورد قبول در چنين شبکهاي به زيرساختهاي مناسب سختافزاري، نرمافزاري و ارتباطي نياز است. امکان دستيابي به چنين زيرساختهايي چه از بعد سختافزاري و چه از بعد فن آوريهاي نرمافزاري در کشور وجود دارد. براي دستيابي به اين منظور لازم است زيرساخت داراي قابليت هاي زير باشد:
* توزيع اطلاعات و محتوا در حجمهاي بسيار بزرگ در هنگام نياز
* توزيع مديريت سيستم و مديريت محتوا
* توزيع خدمات و برنامه هاي کاربردي
* استفاده از فنآوريهاي قابل توسعه نرمافزاري
همانند شبکه گسترده اينترنت لازم است تا عدم تمرکز در شبکه آموزشي نيز مد نظر قرارگيرد. با توجه به چنين نگرشي استفاده از سختافزارهاي با قيمت مناسب عملي ميگردد و به اين ترتيب هزينه هاي کلي سختافزاري کاهش يافته و سرمايهگذاري به سمت تهيه محتوا و نرمافزارها و ابزارهاي سودمند و مناسب سوق مييابد. با توجه به گستردگي کاربران و طراحي يک سيستم غيرمتمرکز در ابعاد مختلف (محتوا، مديريت آموزشي و ...) ميتوان به قابليت گسترش مناسبي دست يافت.
توجه: نکته اساسي در اين بحث وجود بستر ارتباطي مناسب و فعال است که ساير قسمت ها از اين بستر براي پوشش وظيفهمندي کلي شبکه بهره ميبرند.
4. امنيت (Security)
توجه به امنيت در چنين زيرساختي بسيار حياتي است. بايد به امنيت در دو سطح کلي نگريست:
* امنيت ارتباطي (امنيت بستر سختافزاري شبکه)
* امنيت کاربري سيستم (دسترسي در سطوح مختلف به محتوا و سرويس هاي مختلف آموزشي)
در بعد ارتباطي اين امنيت با استفاده از پروتکل هاي امن، سختافزارهاي مناسب و مطمئن تامين خواهد شد.
در بعد کاربري سيستم از معماري امنيتي آشناي
/ Encryption Authentication / Authorization استفاده خواهد شد.
اين معماري مبتني بر شناسايي کاربر و تامين سطح دسترسي کاربر به خدمات و محتوا در هر نقطه از شبکه است. با توجه به معماري لايهاي زيرساخت آموزشي، بحث امنيت نيز به صورت توزيع شده و لايه لايه در نظر گرفته ميشود.
5. سازگاري با استانداردها (Standards Compliance)
لزوم استفاده و تدوين استانداردهاي مختلف در بخش هاي مختلف اين سيستم با توجه به گستردگي و تنوع کاربري شبکه بر کسي پوشيده نيست. استفاده از استاندارد باعث رشد و توسعه و ايجاد همکاري مناسب بين سيستم هاي مختلف ميگردد. عدم توجه به اين موضوع باعث به هدر رفتن منابع زيادي در شبکه ميگردد. با توجه به اين که شرکت هاي مختلفي بعنوان تامين کننده محتوا و يا خدمات با شبکه آموزشي فعاليت خواهند کرد تهيه استاندارد ها ميتواند خط مشي مشخصي را براي تمامي شرکت هاي همکار در تامين محتوا يا خدمات بوجود آورد.
استانداردها در بخش هاي زير تدوين ميگردند.
* ابردادههاي مربوط به اشياء آموزشي
* بسته بندي و ارائه اشياء مختلف آموزشي در کنار يکديگر
* اطلاعات مديريت کاربران
* ارتباط لايه هاي نرمافزاري
* ارتباطات مختلف در سيستم
6. بهره برداري بهينه از حداکثر امکانات موجود با حداقل هزينه ها
7. تجريد (Abstraction)
يکي از راهکارهاي مناسب براي رسيدن به آنچه که گسترش ابعاد مختلف خوانده ميشود، نگرش انتزاعي و صد البته شيگرا نسبت به کليات زيرساخت نرمافزاري و ارتباطي است.
اين نوع نگرش در ساختار محتوا (Content Structure) و خدمات و ساير قابليتهاي سيستم در نظر گرفته ميشود. در واقع انتزاعي ساختن مفاهيم و مباني نوعي آينده نگري است که ريشه در توجه به اهداف طولاني مدت و عام و چشم پوشي از اهداف خاص و مقطعي دارد.
رعايت اين اصل در شبکهاي که مخاطب آن عام و کاربران آن گستره زيادي از توليدکنندگان محتوا و مصرف کنندگان آن است اجتناب ناپذير و الزامي است.
معماري زيرساخت
در اين بخش به معرفي راهبردهاي اساسي در طراحي و پيادهسازي بستر نرمافزاري و فنآوريهاي مورد استفاده ميپردازيم.
1. توزيع شدگي (Distribution)
توزيع شدگي بعنوان يک اصل در طراحي و پيادهسازي زيرساخت آموزشي پيشنهادي در نظر گرفته شده است. اين اصل زيربناي پروژه آموزش الکترونيک که با پشتيباني وزارت دفاع آمريکا بنام SCORM انجام شده است نيز ميباشد.
توزيع شدگي در سه سطح اتفاق مي افتد:
* کاربران اعم از دانشآموزان، مدرسين و مديران
* اطلاعات و محتوا
* برنامه هاي کاربردي و خدمات
از آنجايي که اطلاعات ميتوانند به صورت فيزيکي توزيع شده باشند، نرمافزارهايي که در شبکه فعاليت مي کنند ممکن است با مجموعهاي از اطلاعات سر و کار داشته باشند که در نقاط ديگر قرار دارند و به اين ترتيب لازم خواهد بود بخشهاي مختلف يک برنامه از نقاط مختلف شبکه انجام شوند.
اين توزيع شدگيها در زيرساختي نرمافزاري که ابعاد ملي و همه جانبه دارد بسيار ضروري مينمايد.
امروزه فناوريهاي نرمافزاري پاسخي مناسب و در خور براي اين مسئله ارائه نمودهاند که علاوه بر فائق آمدن بر اين مشکل امکانات و مزاياي متعددي را نيز در اختيار کاربران قرار داده اند.
اين مزايا عبارتند از:
* توزيع اطلاعات و بانک هاي اطلاعاتي در سطح شبکه
* استقلال از ساختار بانک اطلاعاتي
* قابليت توسعه و گسترش هر بخش از نرمافزارها بدون اثرگذاري روي ساير بخشها (Distributed Applications)
* امنيت بالا و طبقه بندي دسترسي به خدمات و اطلاعات توزيع شده
* کارايي و بهينه سازي عملکرد نرمافزارها و سختافزارها از طريق کاهش ترافيک شبکهاي و حجم پردازش هاي نرمافزاري که اين خود باعث ميشود تا هزينه هاي سختافزاري و ارتباطي کاهش يابد.
نمودار صفحه بعد کاربرد توزيع شدگي را در آموزش الکترونيکي نمايش ميدهد.
نمودار توزيع شدگي برنامهها در شبکه
2. طراحي چند لايه
با توجه به بحث هاي انجام شده در خصوص توزيع کاربران، محتوا و برنامه ها در شبکه و اهميت راهبردي نگرش توزيع شده، روش مناسب و مقبول براي پيادهسازي اين معماري از جايگاه حائز اهميتي برخوردار ميگردد.
اين معماري و پيادهسازي آن ويژگي هاي خاصي دارد که به مهمترين آنها اشاره ميشود.
نخستين ويژگي لايه لايه بودن بخش هاي مختلف است. در حقيقت نگرش ما مبتني بر معماري N-Tier است. هرکدام از اجزاي سيستم در يکي از اين لايه ها قرار ميگيرند. در اين معماري لايه هاي پايين تر و زيرين، سرويس هايي را براي لايه هاي بالاتر خود فراهم مي کنند. با طراحي صحيح يک معماري لايه بندي شده ميتوان انتظار داشت تا قابليت ارتقاء و گسترش به نحو چشمگيري افزايش يابد.
در اين طرح سه لايه منطقي اصلي وجود دارد که به شرح زيرند:
* لايه تدارک اطلاعات (Provision Tier)
وظيفه اصلي اين لايه ارتباط با بانک هاي اطلاعاتي و نگهداري و ارائه ابردادههاي مرتبط با محتواست.
* لايه منطق کار (Business Tier)
اين لايه شامل خدماتي است که توجيه کننده منطق کاري برنامههاست. در اين لايه خصوصيات و روش عملياتي مرتبط با وظيفه مندي موردنظر سيستم آموزش مجازي پيادهسازي ميگردد. اين لايه واسطي بين کاربران و لايه ارائه و نگهداري محتوا است.
* لايه ارائه و نمايش (Presentation Tier)
وظيفه اصلي اين لايه ارتباط با کاربر، دريافت درخواست ها و ارائه پاسخ ها است. عمليات دريافت اطلاعات ورودي، نمايش اطلاعات خروجي و گزارشات در اين لايه شکل مي پذيرد. در اين لايه ارتباط کاربران از طريق Web Service ها يا نرمافزارهاي قابل نصب به سيستم آموزشي تامين ميگردد.
هر يک از اين لايه ها بصورت مستقل طراحي ميشوند و ارتباطات بين آنها از طريق يک لايه ارتباطي استاندارد شکل ميگيرد.
در هر لايه اجزاي مختلفي قرار ميگيرند که ميتوانند با يکديگر ارتباط داشته باشند. اين اجزا بصورت شيگرا تحليل و طراحي شدهاند. ارتباط بين اين اجزا نيز از طريق يک لايه ارتباطي استاندارد صورت ميپذيرد. نمودار صفحه بعد اين لايهها را بهصورت نمادين توصيف ميکند
نمودار لايههاي مختلف معماري نرمافزاري و ارتباطات بين لايهها
3.
فن آوري ها و استانداردهاي نرمافزاري
براي انتقال و نگهداري اطلاعات با قالب متني از استاندارد Unicode (تصويب شده توسط کنسرسيوم Unicode) استفاده خواهد شد. استفاده از اين استاندارد، همگام شدن و سازگاري سيستم را با استانداردهاي تاييد شده جهاني (همچون JAVA , XML) به همراه دارد.
تبادل، ارايه و در پارهاي از موارد نگهداري (به خصوص Metadata) مبتني بر فن آوري XML و فنآوري هاي وابسته به آن همچون FOP, XSLT , XSL , XQL و XQuery ميباشد. انتخاب اين فنآوري به اين علت انجام گرفته است که XML مکانيزمي انعطاف پذير، قابل تبديل و انتزاعي است که همگي در جهت تحقق نيازمنديها و قابليتهاي زيرساخت به خدمت گرفته خواهند شد.
پيادهسازي لايه هاي نرمافزاري بر مبناي تکنولوژيهاي J2EE انجام ميپذيرد. Java قابليتهاي بسياري را در اختيار طراحان و برنامه نويسان و نهايتاً نرمافزار قرار ميدهد. قابليتهايي نظير، ساختار کاملاً شيگرا، معماري همبند داخلي و استوار، قابليت انتقال بر روي هر سختافزار و سيستم عامل و استقلال از محيط اجرايي و ... .
براي لايه ارتباطي از فن آوري SOAP,EJB استفاده ميشود. SOAPيک پروتکل ارتباطي مبتني بر XML است.
نمودار ارتباط بين اجزاء سيستم
شرح اجزاي سيستم
1. لايه ارائه اطلاعات (Provision Tier)
1.1. مخزن ديجيتال (Digital Repository)
به هر مجموعه از منابع قابل دسترسي روي شبکه بدون دانستن اطلاعات اوليه در مورد ساختار آن مجموعه، يک مخزن ديجيتال گفته ميشود. به عبارت ديگر در مخزن ديجيتال منابع مختلف با ساختار اطلاعاتي متفاوت قابل ذخيره و بازيابي مي باشند اين منابع ميتوانند از طريق واسطي روي شبکه در اختيار اجزاي ديگر قرار گيرند. به صورت پيش فرض مخازن ديجيتال (بخصوص در بحث مخازني كه اطلاعات محتواي آموزشي را نگهداري و بازيابي ميکنند) در مورد هر محتواي آموزشي ابردادههاي مربوط به آن را در خود نگهداري ميکنند (Metadata). معمولاً ابرداده بصورت استاندارد تعريف شده است و بصورت يک فايل XML عرضه ميشود. اما مخازن ديجيتال ميتوانند منابع مختلفي غير از محتواي آموزشي را نيز در خود نگهداري کنند. در حقيقت مخازن ديجيتال هسته و موتور اصلي نگهداري و بازيافت اطلاعات و محتوا براي ساير اجزاي نرمافزاري شبکه آموزشي ميباشند. وظايف اصلي(Core Functions) يک مخزن ديجيتال به صورت خلاصه عبارتند از:
* جستجو و ارائه به صورت يک ابردادهي استاندارد
* ذخيره يا بروز رساني ابردادهي ارسالي، به فرم پايگاه دادهاي که با مخزن ديجيتال در ارتباط است
* بازيابي اطلاعات درخواستي از پايگاه داده و تحويل آن به صورت يک ابردادهي استاندارد
* اعلان تغيير حاصله در يک ابردادهي خاص و ارائه آن به کاربر
يک مخزن ديجيتال بايد بتواند با انواع پايگاه دادههاي مرسوم بعنوان موتور ذخيره و بازيابي کار کند.
اين پايگاه دادهها به صورت مرسوم به سه بخش کلي زير تقسيم ميگردند.
* پايگاه دادههاي رابطه اي مرسوم مانند SQLServer و ...
(SQL Repository).
* مخازني که عمليات نگهداري و ارائه را از طريق فايلهاي XML انجام ميدهند.(XML Repository).
* مخازن کتابخانه اي که بسيار گسترده هستند و امروزه در نگهداري اطلاعات کتابخانهاي بکار ميروند (Repository Z39.50). اگرچه اين فناوري به تدريج جاي خود را به فنآوريهاي جديدتر خواهد داد ولي امروزه هزاران کتابخانه در سراسر جهان روزانه ميليونها مورد تبادل اطلاعات بين خود را از اين طريق انجام ميدهند. لازم به ذکر است با توجه به عدم استفاده از اين پروتکل در ايران ضرورتي براي پيادهسازي ابزار راه اندازي و مديريت مربوط به آن وجود ندارد؛ اگر چه اين امکان در طراحي ديده شدهاست.
مزاياي عمده اين موتور ذخيره و بازيابي عبارتند از
* عدم وابستگي به نوع خاصي از پايگاه داده
* انعطاف بخاطر استفاده از ابرداده
* قابليت به اشتراک گذاشتن و عمليات درهم کنش (Interoperability) با ساير مخازن ديجيتال
* مديريت و نگهداري و ارائه محتوا و اطلاعات به صورت توزيع شده
از مخازن ديجيتال ميتوان براي نگهداري اطلاعات اسناد و مدارک کتابخانهاي، ابرداده محتواي آموزشي و ... استفاده کرد.
در کنار اين مخازن، مخازن ديگري نگهداري ميشوند که حاوي محتواي ابردادههاي آموزشي کاربران شامل اساتيد، فراگيران و ... ميباشند.
نمودار ارتباط مخزن ديجيتال با پايگاه دادههاي مختلف
نمودار توزيع شدگي مخازن ديجيتال و استفاده موتورهاي ديگر مانند مخازن تجمعي از آنها
1.2. مخزن تجمعي (Aggregated Repository)
وظيفهمندي و تعريف اصلي يک مخزن تجمعي شبيه مخزن ديجيتال است. با اين تفاوت که مخزن تجمعي امکانات مجموعهاي از مخازن ديگر ديجيتالي را بصورت يک واسط واحد (يک مخزن ديجيتال) در اختيار اجزاي ديگر قرار ميدهد. در حقيقت يک مخزن تجمعي از ترکيب و تجميع اطلاعات چند مخزن ديجيتال ديگر تشکيل ميشود. اين مخازن ميتوانند روي شبکه توزيع شده باشند. يک مخزن تجمعي در شبکه ميتواند بخشي از يک مخزن تجمعي ديگر در شبکه باشد. به اين صورت اطلاعات بصورت يک ساختار درختي گسترده و توزيع شده روي شبکه در دسترس قرار ميگيرند.
الزامي وجود ندارد که اطلاعات مخازن تشکيل دهنده يک مخزن تجمعي بصورت محلي در مخزن ذخيره شوند. چراکه در اين صورت افزونگي دادهاي پيش خواهد آمد. اما مخزن تجمعي بخاطر بحث کارائي و بهبود آن ميتواند قسمتي از اطلاعات را بصورت محلي Cache کند تا با سرعت بيشتري در دسترس قرار گيرند. کاربران اين مخازن ديگر درگير محل واقعي نگهداري و ارائه اطلاعات نميشوند و مخزن تجمعي مانند يک مخزن ديجيتال براي آنان عمل ميکند.
وظايف اصلي يک مخزن تجمعي به صورت خلاصه عبارتند از:
* واسطي براي مديريت مخازن ديجيتال و مخازن تجمعي لايه پايين تر
* نگهداري قسمتي از اطلاعات به صورت محلي براي افزايش سرعت و کارايي
مزاياي عمده يک مخزن تجمعي:
* ارائه يک واسط واحد.
* بهبود سرعت دسترسي به اطلاعات پرمصرف
ساختار توزيع شده و درختي مخازن ديجيتال و مخازن تجمعي
2.
لايه منطق کار (Business Tier)
خط مشي کلي در ايجاد نرمافزارهاي اين لايه نگارش يک موتور اصلي (Engine) براي هر نرمافزار اصلي است که واسط کاربري آن در لايه ارائه
(Presentation Tier) قرار دارد و ارتباط آن با موتور اصلي از طريق لايه ارتباطي مانند SOAP انجام ميشود.
در اين لايه با اين نگرش موتورهاي(Engine) زير تعبيه ميگردند :
* موتور جستجو (Search Intermediary)
* موتور مديريت محتوا؛ (CMS)
* موتور مديريت آموزشي؛ (LMS)
* موتور کلاس مجازي؛ (ILT)
* موتور ابزار نگارش؛ (Authoring Tool)
* موتور کتابخانه الکترونيکي؛ (Digital Library)
* موتور دفتر کار مجازي ؛ (Virtual Office)
3. لايه ارائه و نمايش (Presentation Tier)
نرمافزارهاي کاربردي متعدد با استفاده از موتورهاي نصب شده در لايه پايينتر ميتوانند خدمات بسياري را به کاربران سيستمهاي نرمافزاري ارايه کنند. اين خدمات باعث جذب مخاطبان و رضايت آنها از استفاده از اين سيستم ميگردد.
اين واسط ميتواند هم به صورت Desktop و هم به صورت Web Based با استفاده از روشها و محيطهاي مختلف که از لايه ارتباطي پشتيباني ميکنند پياده سازي گردد.
اين روش باعث ميشود تا بتوان محيط هاي کاربري Customized و Personalized براي سطوح مختلف کاربران و مطابق با نيازهاي آنان ايجاد نمود. با توجه به اينکه در اين لايه فقط مسايل نمايشي حل ميشوند و اصل برنامه در لايه پاييني بوده و قابل دسترسي براي نرمافزارهاي نوشته شده به زبانهاي مختلف ميباشد، هزينههاي تهيه نرمافزار به حداقل خواهد رسيد؛ چرا که نيازي به بازنويسي بخش منطق کار برنامهها وجود نخواهد داشت.
ضمناً اين معماري زمينه مشارکت شرکتها و افراد علاقهمند را با مهارتهاي مختلف در شبکهآموزشي فراهم مينمايد.
نمودار نگرش کلي در طراحي لايهاي و فنآوريهاي به کار رفته
بخشهاي کلي سيستم آموزش مجازي E-Learning
1. مديريت آموزشي (LMS)
اين بخش شامل تعريف درس, تخصيص کلاس, انتخاب واحد, معرفي اساتيد, گزارشات آماري، سطح بندي و رتبه بندي و موضوعات مشابه ديگري است. ارتباط سيستم مديريت آموزشي با مخزن تجمعي که شرح آن در ادامه آمده است، تهيه گزارشاتي را در سطح ملي ظرف چند ساعت ممکن ميسازد که براي تهيه هر يک به طور عادي در بهترين حالت حداقل يک ماه وقت لازم است.
نرمافزاري که مديريت رخدادهاي آموزشي را بر عهده دارد((LMS اطلاعات کاربران را ثبت کرده و مراحل طي دوره آموزشي تعريف شده براي هر يک را پيگيري کرده و دادههاي مرتبط را نيز ثبت ميکند.
نمودار ارايه توزيع شده محتواي آموزش
اين سيستم اصلي ترين جزء مجموعه آموزش الکترونيکي بوده و ساير بخشها نيز از امکانات اين بخش استفاده مينمايند.
2. ابزار نگارش (Authoring Tool)
اين ابزار قابليت طراحي صفحات جديد و درج متن و محتواي چندرسانه اي در اين صفحات را دارد علاوه بر آن قابليت جستجوي مخازن محتواي موجود و درج محتواي موجود در اين مخازن در محتواي درسي تهيه شده را دارد. علاوه بر اين قابليت ثبت توالي محتواي دروس(Sequence) در سيستم مديريت آموزشي(LMS) را نيز داراست.
3. کلاس الکترونيکي ( مجازي )
ابزار ارتباطي Online است که در آن امکان برقراري ارتباط بين دانشجو و مدرس وجود دارد و قابليتهايي نظير Document Sharing و Whiteboard Sharing و محيط Chat کنترل شده و ... را داراست.
4. کتابخانه ديجيتال
کتابخانههاي ديجيتال پيوند بسيار محکمي با سيستمهاي آموزش الکترونيکي دارند و به همين علت است که از ابردادههاي سازگار با هم استفاده ميکنند. به علت عدم وجود يک کتابخانه ديجيتال استاندارد که از قابليتهاي لازم براي ارتباطات توزيع شده برخوردار باشد، به نظر ميرسد که تهيه يک نرمافزار کتابخانهاي در ابعاد ملي و با سياستهاي ذکر شده از ضروريات آينده ICT کشور باشد.
5. سرگرمي ها و آزمايشگاه ها
در سرگرميها و آزمايشگاه ها سعي بر اين است که حتي الامکان نياز به برقراري ارتباط Online با شبکه نباشد (به غير از مواردي که کار گروهي بصورت Online مورد نياز است).
نحوه طراحي بازي ها و سرگرمي ها به گونه اي خواهند بود که اولاً اهداف آموزشي مربوطه را تامين نموده ثانياً بر مبناي دانسته هاي روانشناختي سنين مختلف دانشآموز تامين کننده نيازهاي علمي , روحي و تربيتي آنان باشد , ثالثاً نيازهاي عاطفي و هنري آنان را نيز مد نظر داشته باشند, رابعاً برقراري ارتباط مجازي دو طرفه (تعاملي Interactive ) با دانشآموز مفاهيم علمي مربوط را عمق بخشد.
لازم به ذکر است سرگرميهاي طراحي شده در غرب بدليل نوع نگاه تربيتي آنان اغلب سبب تهييج کاذب دانشآموز و تقويت روحيه تهاجمي در آنان ميگردد که اساسا با فضاي تعليم و تربيت اسلامي سازگاري ندارد.
دربحث آزمايشگاهها ،بدليل بالابودن هزينه هاي واقعي و محدوديت هاي ديگر ضرورت استفاده از شبيه سازي پديده هاي علمي بسيار مشهود ومنطقي است. اگرچه امکان پيادهسازي هر پديده اي بصورت نرمافزاري وجود ندارد ليکن در حد مقدورات تکنولوژيک ميتوان از اين نوع امکانات استفاده هاي مناسب و قابل توجهي بعمل آورد.
6. مديريت مالي- اداري
اين بخش شامل مراحل مقدماتي ثبت نام, اخذ شهريه يا تنظيم اعتبارمالي سيستم و پرداخت حق الزحمه اساتيد , صدور گواهينامه الکترونيکي , حضور و غياب اساتيد و ساير موارد خواهد بود .
7. انجمن هاي علمي و فرهنگي
انجمن مکاني براي تبادل عقايد و پرسش و پاسخ بين دانشآموزان , دبيران و ... است . البته انجمن مورد استفاده در اين سيستم بايد داراي ويژگي هاي خاص فرهنگي باشد که در نرمافزار هاي موجود همه آنها در نظر گرفته نشده است .
8. دفتر کار الکترونيکي ((Virtual Office
با توجه به محدوديت هاي دسترسي فيزيکي, کليه دست اندرکاران ميتوانند داراي دفاتر مجازي روي شبکه باشند که دسترسي به آنها را در هر لحظه ميسر خواهد ساخت. اين نرمافزار در واقع يک Organizer Online است که شرح تفصيلي آن به پيوست آمده است .
همانگونه که در بخش ارتباطي ذکر گرديد، نقطه حضور همه کاربران در شبکه و استفاده از امکانات مختلف، از طريق اين دفتر شکل ميپذيرد. هر گروه از کاربران بسته به امکاناتي که در اختيار دارند، صفحه خاص خود را مشاهده ميکنند.
اين دفتر دو وجه دارد:
* يک قسمت از امکانات براي مديريت کارها فقط در اختيار صاحب دفتر قرار ميگيرد. مانند چک کردن نامههاي الکترونيکي، زمانبندي کارها و ....
* قسمتي از امکانات براي مشاهده و استفاده در اختيار بازديد کنندگان از دفترقرار ميگيرد مانند مشاهده مشخصات صاحب دفتر، ارسال پيام و ....
فقط بخشي از کاربران (به عنوان مثال معلمان و مديران مدارس ) داراي صفحه دوم هستند که از طريق آن، ديگران با آنها در ارتباط خواهند بود.
9. موتور جستجو (Search Intermediary)
موتور جستجوي مياني درخواست کاربران را جهت جستجو دريافت کرده و عمل جستجو را بطور همزمان بين مخازن ديجيتال توزيع شده انجام ميدهد. نتيجه هر يک از جستجوها در مخازن ديجيتال به اين لايه برگردانده ميشود. اين لايه نتايج رسيده را بررسي کرده و با اعمال تغييراتي از جمله (حذف بعضي دادهها، فيلتر کردن آنها و همچنين مرتب کردن براساس معياري خاص) آنها را ادغام کرده و به کاربر بر ميگرداند.
قابليت هاي موتور جستجو عبارتند از:
* عمل جستجو در مخازن ديجيتال که به صورت توزيع شده ميباشند صورت ميپذيرد.
* جستجو بطور همزمان بين مخازن ديجيتال توزيع شده صورت ميپذيرد.
* تمام ارتباطات بين موتور جستجوي مياني و کاربر از طريق XML صورت ميگيرد. اين ارتباطات شامل درخواست هاي کاربر و نتايج جستجو ميباشند.
* قابليت اعتبار سنجي کاربر در موتور جستجو بدين گونه است که قبل از عمل جستجو، دسترسي کاربر به مخازن ديجيتال و دادهها مورد بررسي قرار گرفته و عمل جستجو طبق آن دسترسي ها صورت ميپذيرد.
عمل اعتبار سنجي با توجه به اطلاعات ذخيره شده در يک پايگاه دادههاي عملي درون اين موتور صورت ميپذيرد که اين اطلاعات شامل سطح دسترسي کاربران به مخازن ديجيتال و نوع دسترسي آنها به دادهها است.
10. موتور مديريت محتوا (CMS)
به طور خلاصه قابليتهاي اصلي اين موتور عبارتند از
* تهيه فرآيند آموزشي مبتني بر محتوا
* سازماندهي دادهها براي ارايه مناسب در قالب ابردادهها
* طراحي انواع آزمونهاي مختلف وارسال نتايج
منابع و ماخذ
1: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).
"IMS Digital Repositories Interoperability-Core Functions XML Binding".
Available at : http://www.imsglobal.org/
2: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).
"IMS Digital Repositories Interoperability-Core Functions Information Model".
Available at : http://www.imsglobal.org/
3: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2001).
"IMS Learning Resource Meta-Data Information Model".
Available at : http://www.imsglobal.org/
4: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).
"IMS Question & Test Interoperability, QTILite Specification".
Available at : http://www.imsglobal.org/
5: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).
" IMS Digital Repositories Interoperability-Best Practice".
Available at : http://www.imsglobal.org/
6: Reasearch Dog eLearning Readiness Assessment. (2001).
" Elearning Readiness Assessment".
Available at : http://www.reasearchdog.com/
7: National Information Standards Organization. (2002).
" Z39.50: A Primer on the Protocol".
Available at : http://www.niso.org/
8: Cisco (2001).
" Reusable Learning Object Strategy, Version 4".
Available at : http://www.cisco.com/warp/public/10/wwtraining/elearning/implement/rlo_strategy.pdf
9: Darrel Woelk & Shailesh Agarwal, "Integration of e-learning and Knowledge Management", 2002
10: Macromedia (2002).
" Creating Learning Objects With Macromedia Flash MX".
Available at : Http://www.macromdia.com/software/flash/whitepapers/
امير پورسلطاني، ceo@idea-tec.com
عباس شريفي تبار، cto@idea-tec.com
مهدي آهنگري، ahangari@idea-tec.com
حسين پورسلطاني، hpsultani@idea-tec.com
معصومه وکيلي، mvakili@idea-tec.com